ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٣٥ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
كردن نشانها بشرط، تا علم اصول حاصل شود بقدر حاجت و داعيه مريد.[١]
و بدانك مريد را اندرين باب، بلاها باشد، باوّل و آن، آن بود كه چون در خلوت باشد بذكر مشغول شوند يا در مجلس سماع باشند و غير آن، چيزها در نفس و خاطر ايشان گذر كند منكر تا بحدّى كه ايشانرا ممكن نباشد كه آن آشكارا توانند كردن كسى را، يا بر زبان توانند راندن آنرا و ايشان بحقيقت دانند كه حق تعالى منزّهست و ايشانرا در آن شبهت نباشد كه آن باطل است و بدان مبالات نكنند و باستدامت ذكر مشغول باشند بايد كه ذكرى كنند و از خداى تعالى درخواهند تا ايشانرا از آن خلاص دهد و اين خواطرها از وسواس شيطان نبود بلكه از حديث نفس بود و هواجس آن، چون بنده بترك مبالات بدان، مشغول شود آن، ازو بريده گردد[٢].
از آداب مريد بلكه از فرائض حال او آنست كه موضع ارادت خويش را ملازمت كند و بسفر بيرون نشود پيش از آنكه طريقت او را قبول كند و پيش از آنكه بدل، بحق رسد كه سفر، مريد را نه در وقت خويش زهرى قاتل بود و هركه از ايشان سفر كند پيش از وقت خويش بدانچه اميد دارد نرسد و چون خداى تعالى خيرى خواهد
[١] - مب: كى معالجات ايشان با نظر بود و تأمل آيات بشرط تحصيل علم اصول بر قدر حاجت كى هر مريد را بكار آيد.
[٢] - مب: بر خصوص اينگونه بلاها بود و آنچنان بود كى ايشان چون بخلوت باشند در جايگاه ذكر گفتن يا بمجلس سماع باشند يا غير آن و نفس ايشان را چيزهاء منكر درآيد در آنك ايشانرا هيچ شبهت نبود كى آن باطلست و لكن دايم مىباشد و ايشان رنجور مىباشند تا بجايى رسد در زشتترين دشنامى و زشتترين قولى و شنيعترين خاطرى كى بجايى كى مريد را ممكن نبود آن بر زبان راندن و كسى را از آن آگاه كردن و اين صعبترين چيزى باشد كى ايشانرا پيش آيد اندرين حال واجب آن كند كى بر آن ميلان نكند و از آن باك ندارد و بدوام ذكر مشغول شود و بخداى پناهد و آن خواطر( نه) از وسواس شيطانست از هواجس نفس است در وجود، مريد آن را مقابلت كند به باك ناداشتن و بدان كى مبالات ناكردن آن منقطع گردد ازيشان.