ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٣٦ - باب بيست و پنجم در رضا
معاملت بمروّت كردند «١» مروّت نيز برخاست «٢»، قرن ديگر از پس ايشان، معاملت بحيا كردند تا حيا برخاست «٣» پس مردمان چنان شدند كه معامله «٤» برغبت و رهبت كردند.
و گويند در قول خداى تعالى اندر قصّه يوسف ٧ و لقد همّت به و همّ بها لو لا ان رأى برهان ربّه كه برهان آن بود كه زليخا «٥» جامه بر روى آن بت افكند [كه در گوشه خانه بود «٦»]، يوسف ٧ گفت چه ميكنى گفت شرم دارم از وى «٧»، يوسف ٧ گفت من بشرم اوليترم «٨» از آفريدگار خويش.
و گويند درين آيت ديگر فجاءته احديهما تمشى على استحياء گويند «٩» دختر شعيب [پيغامبر] ٧ شرم داشت از موسى ٧ از آنكه ويرا مهمان همىخواند، [شرم ميداشت كه نبايد كه موسى اجابت نكند «٦»]، صفت ميزبان «١٠»، شرم بود و آن شرم كرم بود.
ابو سليمان دارانى گويد «١١» خداوند تعالى گويد بنده من [از من «٦»] شرم ندارى
______________________________
(١)- مب: قرن سيم را معاملت بمروت بود. مطابق متن عربى است.
(٢)- مب: برفت.
(٣)- مب: قرن چهارم را معاملت بحيا بود تا حيا برفت. مطابق متن عربى است.
(٤)- مب: پس از آن معاملت.
(٥)- مب: معنى قول خداى تعالى و لقد همت به و هم بها لو لا ان رأى برهان ربه گفتهاند كى زليخا. مخالف متن عربى است.
(٦)- مب: ندارد.
(٧)- مب: ازين بت شرم مىدارم.
(٨)- مب: من اوليترم كه شرم دارم.
(٩)- مب: و همچنين در ديگر آيت كه خداى تعالى مىگويد فجاءته احديهما تمشى على گفتهاند.
(١٠)- مب: كه چنان نبود كه ميزبان را. اصل: مطابق متن عربى است.
(١١)- اصل: دارايى. مب: نقطه ندارد.