ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٥٤ - باب چهل و نهم در محبّت
بزبان علماء ارادت بود و مراد قوم بمحبّت ارادت نيست زيرا كه ارادت[١] بقديم تعلّق نگيرد الّا آنك حمل كنند بر ارادت تقرّب بدو جلّ جلاله[٢] و تعظيم او را[٣] و ما ياد كنيم از تحقيق اين مسئله طرفى[٤] ان شاء اللّه [تعالى].
امّا محبّت حق تعالى بنده را ارادت نعمتى بود مخصوص برو[٥] چنانك [رحمت وى] ارادت انعام بود، [پس] رحمت خاص [تر] بود از ارادت [و محبّت[٦]] خاصتر بود [از رحمت[٧]] [پس] ارادت خداوند[٨] تعالى آن بود كه ثواب [و انعام] ببنده رساند و انعام را[٩] رحمت خوانند[١٠] و ارادت او [جلّ جلاله[١١]] بدانك مخصوص كند او را، بقرب او[١٢] [و احوال بزرگ، آنرا محبّت خوانند و ارادت او يك صفت است[١٣]] بر حسب تفاوت آنچه بدو[١٤] تعلّق گيرد. نامش[١٥] مختلف گردد[١٦] چون بعقوبت تعلّق گيرد [آنرا] خشم خوانند، و چون بنعمتهاء[١٧] عام تعلّق گيرد رحمت [خوانند[١٨]] و چون تعلّق
[١] - مب: ارادت بود و مراد قوم.
[٢] - مب: بتقرب بوى.
[٣] - مب: ويرا.
[٤] - مب: و ما طرفى از تحقيق اين مسئله ياد كنيم.
[٥] - مب: بر وى.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: خداى.
[٩]- مب: و آنرا.
[١٠] - مب: گويند.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: كى بنده را مخصوص گرداند تقرب است. خلاف متن عربى است.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: بوى.
[١٥] - مب: نام وى.
[١٦] - مب: شود.
[١٧]- مب: برحمت. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٨] - مب: ندارد.