ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٦ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
بدان علّت طهارة كردى و فرا مسجد شدى و دو ركعت نماز گزاردى و يكبار اندر ميان آب شد و فرمان يافت هم آنجا رحمه اللّه.
ابو بكر رازى گويد خوّاص گفت علم بيسيارى روايت نيست، عالم آنست كى متابعت علم كند و بدان كار كند و اقتدا كند بسنّتها و اگرچه علم وى اندك بود.
رازى گويد خوّاص گفت داروى دل پنج چيز است، قرآن خواندن بانديشه و اندر وى نگاه كردن و شكم تهى داشتن و قيام شب و تضرّع كردن بوقت سحرگاه و با نيكان نشستن.
و از ايشان بود ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد الخرّاز رازى رحمة اللّه عليه بمكّه مجاور بود و صحبت ابو حفص و ابو عمران الكبير كرده بود و از پرهيزگاران بود، وفات وى پيش از سيصد و ده بود.
دقّى گويد اندر نزديك عبد اللّه خرّاز شدم و چهار روز بود تا هيچ نخورده بودم، گفت يكى از شما اگر روزى سه چهار، نان نيابد ظاهر وى از گرسنگى فرياد همىكند. پس گفت اگر نفس ما هلاك بشود در آنچه ما اميد مىداريم از حق تعالى بسيار نباشد[١].
خرّاز گويد گرسنگى طعام زاهدان بود و ذكر طعام عارفان.
و از اين طايفه بود ابو الحسن بنان بن محمّد الحمّال، و اصل وى از واسط بود، بمصر بودى و آنجا فرمان يافت، وفاة وى اندر سنه ست عشر[٢] و ثلثمايه بود، صاحب كرامات بود و حال او بزرگ بود.
بنانرا پرسيدند از برترين حال صوفيان گفت[٣] ايمن بودن بدانچه ضمان
[١] - مب: بس گفت چه بودى اگر آنك او را بخدا اميدى بود هلاك شودى و آن بر وى دشوار نيامدى.
[٢] - اصل: ست و عشر.
[٣] - اصل: و گفت.