ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٤ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
بمحلّ حقيقت تقوى بدان رسد.
هم او گويد درخت معرفت را آب فكرت بايد و درخت غفلت آب جهل خورد و درخت توبه را آب ندامت دهند و درخت محبّت را آب موافقت.
ابن مسروق گويد هرگاه كه طمع معرفت دارى و پيش از آن درجه ارادت محكم نكرده باشى بر بساط جهل باشى و هرگاه كه ارادة طلب كنى پيش از درست بكردن مقام توبة اندر ميدان غفلت باشى.
و ازين طايفه بود ابو الحسن على بن سهل الاصفهانى از اقران جنيد بود.
عمرو بن عثمان المكى نزديك او شد بسبب وامى كه ويرا برآمده بود و سى هزار درم بود و وام وى بگزارد و ابو تراب نخشبى را و اين طبقه را كه اندر وقت او بوده بودند ديده.
علىّ بن سهل گويد شتافتن بطاعت از علامت توفيق بود و از مخالفت بازايستادن از علامت حسن رعايت بود و مراعات اسرار از علامت بيدارى بود و بدعوى بيرون آمدن از رعونات بشرى بود و هر كى بدايت ارادت درست نكرده باشد اندر نهايت عاقبت سلامت نيابد.
و از ايشان بود ابو محمّد احمد بن محمّد بن الحسين الجريرى از بزرگترين شاگردان جنيد بود و با سهل بن عبد اللّه صحبت كرده بود و از پس جنيد بر جاى او نشاندند و عالم بود بعلم اين طايفه، حال او بزرگ بود وفاة وى اندر سنه احدى عشر و ثلثمايه بود.
احمد بن عطاء الرودبارى گويد كى مرگ جريرى اندر سنة الهبير بود، بسالى پس از مرگ او بدو بگذشتم او نشسته بود تكيه زده زانو با دل آورده و انگشت باشارة برداشته.
حسين فارسى گويد جريرى گفت هر كى گوش بحديث نفس داد اندر حكم شهوتها اسير گردد و بازداشته بود اندر زندان هوا، و خداى همه فائدها بر دل او حرام