ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٤٥ - باب چهارم در توبه
كرد كه توبه بر وى واجب است فكرت دائم و عذر خواستن آمرزش[١] چنانك گفتهاند اندر دل گرفتن[٢] وجل است تا اجل، قال اللّه تعالى قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى يحببكم اللّه. و از سنّت پيغمبر [است] صلّى اللّه عليه و سلّم دوام استغفار چنانك گفت اندر شبانروزى هفتاد بار آمرزش خواهم.
يحيى بن معاذ گويد يك زلّت از پس توبه زشتر بود از هفتاد زلّت از پيش توبه.
ابو عثمان گويد اندر معنى انّ الينا ايابهم بازآيند اگرچه سرگردان شده باشند از مخالفتها.
گويند علىّ بن عيسى بر نشسته بود بموكبى عظيم و غربا[٣] ميگفتند اين كيست.
زنى بر بام ايستاده بود گفت تا كى گويند اين كيست اين بنده است از چشم خداى تعالى بيفتاده او را بدين مبتلا كرده است[٤]. علىّ بن عيسى بشنيد و با سراى شد و از وزارت استعفا[٥] خواست و بمكّه شد و مجاور بنشست. و باللّه التّوفيق.
[١] - مب: و آمرزش را كار بندد. متن عربى: دوام الانكسار و ملازمة التنصل و الاستغفار.
شكسته دلى دائم و پيوسته عذرخواه و آمرزشجوى بودن.
[٢] - مب: استشعار وجل.
[٣] - مب: اعرابى. و آن غلط است.
[٤] - اصل: كى رعايت خداى ازو برخاستست و مبتلا شده باين حال.
[٥] - مب: و از آن كار استغفار كرد. اصل: و از وارادت استغفار. مطابق متن عربى اصلاح شد.