ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٦٩ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
حامد[١] اسود گويد با خوّاص بودم در راهى، بنزديك درختى رسيديم، شب بود. شيرى بيامد، من بر درخت رفتم، از بيم تا بامداد هيچ نخفتم و ابراهيم در زير درخت بخفت و شير از سر تا پاى او بوئيد، او ساكن، بامداد از آنجا برفتيم، شبى ديگر در مسجدى بوديم در ديهى، پشه بر روى او نشست، او را بزد، ناله عظيم بكرد من گفتم اى عجب دوش از شير هيچ آواز نكردى امشب از پشه چنين بانگ ميدارى گفت دوش در حالتى بوديم كه در آن حالت با خداى تعالى بوديم امشب در حالتىايم كه در آن حالت با خويشتنايم[٢]].
عطاء ازرق گويند[٣] زن وى دو درم [سيم] بوى داد كه [از بهاى ريسمان استده بود] ببازار برو آرد خر[٤] از خانه بيرون شد خادمه را ديد[٥] كه ميگريست گفت [ترا[٦]] چه بودست گفت خداوندم[٧] دو درم بمن داد [ه بوده[٨]] تا چيزى خرم [و اكنون[٩]] سيم بيو كندهام[١٠] مىترسم كه مرا بزند، عطا [آن] دو درم [خويش[١١]] بوى داد و آمد ببازار و دوستى داشت شقّاقى كردى. بر دكان او بنشست و قصّه بازو بگفت و حال بدخوئى زن خويش، اين دوست او را گفت اين سبوسه چوب درين انبان كن مگر شما را بكار آيد، تنور تاب كنيد كه اندرين وقت هيچيز ندارم و دست من بچيزى ديگر نمىرسد، عطا سبوسه در انبان كرد و برگرفت و آورد تا بدر سراى، در بگشاد و انبان آنجا بيفكند و در فراز كرد و بمسجد
[١] - متن عربى، نسخه بغداد: ابو حامد.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: از عطاء ازرق حكايت كنند كى.
[٤] - مب: تا آرد خرد.
[٥] - مب: آمد غلامى را. خلاف متن عربى است.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: خواجه.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: ضايع شد.
[١١] - مب: ندارد.