ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧١٦ - باب پنجاه و چهارم آنچه در خواب بدين قوم نمايند
[گفت من[١]] بخواب ديدم كه گفتند[٢] اگر اين عزم [كه تو كرده كه چشم را دارو نكنم[٣]] بر اهل دوزخ بودى همه را از آنجا بيرون آوردى[٤].
يد گويد در خواب[٥] ديدم كه [مردمانرا[٦]] سخن ميگفتمى فريشته بيامدى، مرا گفتى چه چيز بهتر بود از عملها كه بنده بدان تقرّب نمايد بخداوند تعالى گفتم عملى پنهان، بميزان شرع، فريشته برگرديد[٧] و گفت [كلامى[٨]] موفّق است [و اللّه].
[مردى علاء زياد را گفت در خواب ديدم كه مرا گفتند كه تو از اهل بهشتى گفت مگر شيطان خواست كه مرا مغرور كند يكى بياورد[٩] كه برابر من بگويد كه تو از اهل بهشتى.
عطاء سلمى را در خواب ديدند گفتند كه تو هميشه اندوهگن بودى در دنيا، خداوند جلّ جلاله با تو چه كرد. گفت و اللّه كه آن اندوه مرا براحت و شادى ابد رسانيد، او را گفتند در كدام درجه تو گفت مع الّذين انعم اللّه عليهم من النبيّن و الصّدّيقين.
اوزاعى را بخواب ديدند گفت هيچ درجه نديدم آنجا برتر از درجه علما پس آنگاه درجه اندوهگنان.
نباجى گويد بخواب ديدم كه مرا گفتند هركه بر خداى اعتماد كند، بروزى
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: كسى گويد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: بيرون آوردى از دوزخ.
[٥] - مب: از جنيد حكايت كنند كى گفت بخواب.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: مرا پرسيد كى نزديكترين تقربى كى متقربان كنند بخداى چيست من گفتم عملى خفى از فريشته از من برگشت. متن عربى: عمل خفى بميزان وفى. عملى پنهان بسنگ تمام.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - اصل: بيار. مطابق متن عربى اصلاح شد.