ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٤٢ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
و هركه درين باب از حال فسق برگذرد و گويد كه اين بلاى ارواح است و اين زيان ندارد، آن همه هوس بود و نظير شركست و قرين كفر، مريد را حذر بايد كرد از مجالست همه كودكان و از مخالطت با ايشان كه اندكى از آن كليد خذلان است و پديد آمدن خوارى و بخداى عزّ و جلّ پناه بريم از قضاء بد[١].
فصل. و از آفات مريد آنست كه بنفس او درآيد از حسد خفىّ بر برادران، و آنچنان بود كه چون يكى را بيند از برادران كه حق تعالى او را بكرامات و كارهاى بزرگ مخصوص گردانيده باشد درين طريقت و خويشتن را از آن محروم بيند، حسد بدو درآيد بايد كه بسنده كند بوجود حق تعالى و قدم او از مقتضى جود و نعم او و هركه را بينى از مريدان كه حق تعالى رتبت او بزرگ گردانيده است بايد كه تو غاشيه
[١] - مب: فصل و از آفات صعبترين طريقت، صحبت احداث است و هر كى خداى تعالى ويرا بچيزى چنين مبتلا كند باجماع همه مشايخ آن بنده بود كى خداى تعالى ويرا مخذول و خوار بكرده باشد بل كى از خويش ويرا مشغول كرده بود و اگرچه ويرا بهزاران هزار كرامت مكرم گردانيده بود و اگرچه برتبت و عمل شهدا برسيده بود چنانك در خبر آمده است نه آن دل كى بمخلوقى مشغول كرده است و صعبترين از آن است كه آنرا اندك دارد و بچيزى نشمرد و خداى تعالى مىگويد و تحسبونه هينا و هو عند اللّه عظيم بو بكر واسطى گويد چون خداى تعالى به بنده خيرى نخواهد ويرا بدين خفتگان( ظ: جيفگان) و مرداران افكند يعنى احداث و فتح موصلى گويد با سى پير صحبت كردم كى ايشان ابدال بودند همه مرا وصيت كردند وقت وداع و گفتند از صحبت احداث به پرهيز و هر كى ازين بابست از حالت فسق برگذشته است و اشارت ببالاى( ظ: ببلاى) ارواح كرده است و گفته است اين زيان بكار( ظ: زيانگار) نيست و آنچ گفته است از وسواس گويندگان و شاهد و آوردن حكايت مشايخ در آن معنى با آن كى اوليتر آن بود كى پرده بر عورات ايشان فروگذارى و آفات كى از نظير شرك و قرين كفر بود و مريد را حذر بايد كرد از صحبت احداث و از مخالطت ايشان و از نشست با ايشان كى اندكى از آن فتح باب خذلان بود و ابتداى حال هجران نعوذ باللّه از قضاء بد.