ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٧٩ - باب بيست و سيم در صبر
جنيد گويد از دنيا بآخرت راهيست آسان[١] بر مؤمن [و هجران خلق در جنب يافتن حق دشوار است[٢]]. و از نفس بخداى شدن صعب است و صبر كردن با خداى تعالى صعبتر.
و پرسيدند از وى[٣] از صبر گفت فرو خوردن تلخيها و روى ترش ناكردن.
علىّ بن ابى طالب گفت ٧ صبر از ايمان بجاى[٤] سرست از تن.
ابو القاسم حكيم گويد اندر قول خداى عزّ و جلّ و اصبر امر است بعبادت و قوله و ما صبرك الّا باللّه بندگى است[٥] [هركه از درجه كه او را بود بدرجه شود كه بدو بود، از درجه عبادت بدرجه عبوديّت شده باشد[٦]].
و پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت بك احيا و بك اموت [زندگانى من بتو است و مرگ من بتو است.
كسى ابو سليمان را پرسيد[٧]] از صبر گفت و اللّه كه ما بر آنك دوست داريم صبر نمىكنيم بر آنك كراهيت داريم صبر چگونه كنيم[٨].
ذو النّون گويد صبر دور بودن است از مخالفات و آرميدن با خوردن تلخيها و پيدا كردن توانگرى بوقت درويشى[٩]
[١] - مب: شدن سلهست.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: و هم جنيد را پرسيدند.
[٤] - مب: بمنزلت.
[٥] - مب: عبوديت است.
[٦] - مب: ندارد. اصل: مطابق متن عربى است.
[٧] - مب: ندارد.
[٨]- مب: با خداى بر آنك دوست داريم صبر نكنيم بر آنك كراهيت داريم چون كنيم.
[٩] - مب: نزديك تجرع تلخيها و توانگرى پيدا كردن آنگه كه درويش گردى. متن عربى:
و اظهار الغنى مع حلول الفقر بساحات المعيشة. و توانگرى بازنمودن آنگاه كه بىچيزى بساحت معيشت فرود آيد.