ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٩٥ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
است [و جزع مىكند معروف گفت چه خواهى گفتم] دعا كن مگر خداوند تعالى او را باز ما دهد[١] [معروف گفت[٢]] اللّهمّ انّ السّماء سماؤك و الارض ارضك و ما بينهما لك ايت بمحمّد، خليل گويد بدر شام آمدم، و او را[٣] ديدم [آنجا[٤]] ايستاده گفتم يا محمّد گفت اى پدر همين ساعت در شهر انبار[٥] بودم. بدانك حكايت اندرين باب بسيار است و زيادت ازين كه ياد كرديم اگر بدان مشغول باشيم از حدّ اختصار بيرون شود و اندرين مقدار كه ياد كرده آمد نفع و كفايت است[٦] [ان شاء اللّه تعالى[٧]].
[١] - مب: تا باز آيد.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: خليل گفت بدر سراى آمدم محمد را.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: يا پدر بدين ساعت بانبار.
[٦] - مب: درين باب و درين معنى در شمار نيايد و زيادت برين كى ياد كرديم ما را از مقصود بيرون آرد از كار و بدين قدر كى ياد كرديم درين باب تمام بود.
[٧] - مب: ندارد.