ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٢٦ - باب بيست و پنجم در رضا
و كسى ديگر را پرسيدند از اخلاص گفت آن بود كه بر كار خويش جز خدايرا كس را گواه نكند.
كسى گويد در نزديك سهل بن عبد اللّه شدم، روز آدينه، پيش از نماز، مارى ديدم اندر خانه او، من پايى فرا پيش مىنهادم و يكى باز پس، گفت اندر آى كه كس بحقيقت ايمان نرسد و از هيچيز كه بروى زمين بود بترسد پس مرا گفت اندر نماز آدينه چگويى گفتم ميان ما و مسجد شما يك شبانروز راهست، دست من بگرفت بس چيزى برنيامد كه مسجد ديدم و اندر مسجد شديم و نماز آدينه بكرديم و بيرون آمديم و اندر مردمان مىنگرستيم و ايشان ميرفتند گفت اهل لا اله الّا اللّه بسيارست و مخلصان از ايشان، اندكىاند «١»].
مكحول گويد كه هيچ بنده نبود كه چهل روز اخلاص بجاى آرد اندر عبادت الّا كه چشمه حكمت از دل وى بر زبان وى گشاده گردد.
يوسف بن الحسين گويد عزيزترين چيزى اندر دنيا اخلاص است هرچند جهد كنم تا ريا از دل [خود] بيرون كنم بر گونه ديگر از دل من بر رويد «٢».
ابو سليمان گويد چون بنده مخلص شود ريا و وسواس «٣» از وى بريده شود [بيكبار «٤»]. و باللّه التوفيق.
______________________________
(١)- مب: ندارد.
(٢)- مب: باونى ديگر برآيد.
(٣)- مب: وسوسه.
(٤)- مب: ندارد.