ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٤٨ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
فصل. از كار مريد آنست كه كوتاه امل باشد كه درويش در بند وقت بود چون او را در مستقبل تدبير بود يا بغير از آنوقت كه دروست، او را، املى بود ازو هيچيز نيايد[١].
فصل. از كار مريد آنست كه با او هيچ معلوم بايد كه نباشد و اگرچه اندك بود خصوصا كه در ميان درويشان باشد كه ظلمت معلوم نور وقت را بنشاند[٢].
فصل. از كار مريد بلكه از طريق سالكان اين مذهب آنست كه رفق زنان قبول نكنند فكيف كه جهد كنند تا رفق ايشان بديشان رسد كه پيران برين جمله رفتهاند و وصيّت بدين كردهاند، هر كس كه وصيّت ايشان خرد دارد زود بود كه در آن فضيحت شود[٣].
فصل. و از كار مريد آنست كه از ابناء دنيا دورى كند كه صحبت با ابناء دنيا زهرى قاتل است، آزموده، زيرا كه ابناء دنيا ازو بهره نيابند و حال مريد از صحبت ايشان نقصان پذيرد قال اللّه تعالى و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا.
و طريق زهّاد آنست كه مال از كيسه بدر كنند و بدان تقرّب بخداى تعالى كنند و هرچه ايشانرا باز آن پيوند بود دون خداى تعالى تا بخداى عزّ و جلّ متحقّق شوند. اين است وصيّت ما مريدانرا و از خداى تعالى ايشانرا توفيق خواهيم در اداء
[١] - مب: و از نشان مريد كوتاهى امل است كى درويش پسر وقت است چون ويرا در مستقبل تدبيرى بود و تطلعى بجز از آن كى وى را در آن بود از وقت و املى بود در مستأنف از وى چيزى نيايد.
[٢] - مب: فصل و از نشان مريد يكى آنست كى وى را هيچ معلوم نبود اگرچه اندكى لاسيما چون در ميان درويشان باشد كى ظلمت معلوم نور وقت فروكشد.
[٣] - مب: فصل و از نشان درويش بل كى از طريقش و طريق سالكان اين مذهب ترك قبول رفق زنانست پس بنگر كى تعرض كردن آن چگونه باشد و برين رفتهاند پيران طريقت و بدين وصيت كردهاند و هر كى بحقارت بدين سخن نگرد زود باشد كى آن بيند كى ابدا از آن فضيحت گردد.