ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٥٣ - باب ششم در خلوت و عزلت
باب ششم در خلوت و عزلت
ابو هريره گويد رضى اللّه عنه كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت[١] بهترين زندگانى مرد[٢] آنست كه مردى بود عنان اسب خويش گرفته، اندر سبيل خداى هرجا كه آوازى برآيد يا بيمى بود بر پشت اسب بود، مرگ همىجويد يا كشتن [و] يا مردى كه گوسفندان دارد در غارى ازين غارها يا رودى ازين رودها[٣] و نماز بپاى ميدارد و زكوة مىدهد و خدايرا همىپرستد تا آنگهى كه مرگ آيد، او نيست از مردمان مگر در خير.
استاد امام گويد رحمه اللّه كه خلوت صفت اهل صفوت [بود] و عزلت از نشانهاى وصلت بود [و مريد] و مبتدى را چاره نبود از عزلت اندر اوّل كار از ابناء جنس او و اندر نهايت از خلوت تا متحقّق شود وى با انس وى و حق بنده چون عزلت اختيار كرد آنست كى اعتقاد كند كى بدين عزلت سلامت خلق ميخواهد از
[١] - مب: حديث را بعربى آورده است.
[٢] - مب: معايش مردمان.
[٣] - مب: يا وادييى ازين واديها.