ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٤٨ - باب بيستم اندر توكّل
اعرابيى را ديدم، ميرفت، مرا گفت يا ابراهيم توكّل با ماست نزديك ما بباش تا توكّل تو درست آيد، ندانى كه اميد تو بدانست كه در شهر شوى كه اندر وى طعام بود و ترا بدان قوّت بود و بدان بتوانى رفت، طمع از شهرها ببر و توكّل كن.
ابن عطا را پرسيدند از توكّل گفت آن بود كه از طلب سببها بازايستى با سختى فاقه، و از حقيقت سكون بنيفتى با حقّ ايستادن بر آن[١]].
و ابو نصر سرّاج[٢] گويد شرط توكل [آن بود كه بو تراب نخشبى كردست و آن] آنست كه خويشتن را اندر درياى عبوديّت افكنى و دل با خداى بسته دارى و با كفايت آرام گيرى اگر دهد شكر كنى و اگر بازگيرد صبر كنى.
ذو النّون مصرى گويد[٣] توكّل دست بداشتن است از تدبير نفس [و از حيلت و قوّت خويش بيرون آمدن] و توانائى بنده بر توكّل آنگاه بود كه داند كه حق سبحانه و تعالى آنچه بر وى ميرود ميداند و مىبيند[٤].
كتّانى گويد از بو جعفر فرخى[٥] شنيدم كه گفت مردى را ديدم از عيّاران، ويرا تازيانه همىزدند، گفتم ويرا، كدام وقت آسانتر بود الم زخم بر شما، گفت آنگاه كه آنكس كه از بهر او مىزنند مىنگرد.
[١] - متن عربى: و لا تزول عن حقيقة السكون الى الحق مع وقوفك عليها. و از حقيقت آرامش دل بخداى بازنيفتى اگرچه بر اسباب اعتماد كرده باشى. آنچه ميان[] قرار دارد در« مب» نيست.
[٢] - مب: ابو نصر طوسى.
[٣] - متن عربى: و كما قال ذو النون. و چنانكه ذو النون گفت. و بنابراين گفته ذو النون جزو روايت و مستند ابو نصر سراج طوسى است نه روايت جداگانه چنانكه در« اصل» و« مب» مىبينيم.
[٤] - مب: و بنده بر توكل آنگه قوى آيد كه داند كه حق سبحانه و تعالى مىداند و مىبيند آنچه وى در آنست.
[٥] - مب: كرخى، متن عربى: ابا جعفر بن الفرج، شرح زكريا: ابا جعفر ابن ابى الفرج.