ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٣٥ - باب بيست و پنجم در رضا
[ابن عطا گويد علم بزرگترين، هيبت است و شرم، چون اين هر دو از بنده بشد هيچ خير «١» نماند در وى.
ذو النّون مصرى گويد شرم، يافتن هيبت بود اندر دل با وحشت آنچه از تو رفته است از ناكردنيها.
و هم او گويد دوستى فرا سخن آرد و شرم خاموش كند و بيم بىآرام كند.
ابو عثمان گويد هركه اندر حيا سخن گويد و شرم ندارد از خداى عزّ و جلّ در آنچه گويد، مغرور بود «٢»].
ابو بكر اشكيب «٣» گويد حسن حدّاد اندر نزديك عبد اللّه منازل «٤» شد گفت از كجا مىآئى گفت از مجلس ابو القاسم مذكّر «٥» گفت اندر چه سخن مىگفت «٦» گفت اندر حيا عبد اللّه گفت اى عجب از آن «٧» كس كه اندر حيا سخن گويد و از خداى عزّ و جلّ شرم ندارد.
سرى گويد حيا و انس، بدر دل آيند اگر دروى زهد [و] ورع يابند فرود آيند و اگر نيابند بازگردند.
جريرى گويد قرن پيشين معاملت [ميان «٨»] ايشان بدين بود، و چون دين فرسوده شد، ديگر قرن را، معاملت بوفا بود تا وفا بشد «٩» قرن ديگر از پس ايشان
______________________________
(١)- اصل: هيچيز- بموافقت متن عربى اصلاح شد.
(٢)- مب: ندارد. متن عربى: فهو مستدرج.
(٣)- متن عربى، نسخه موزه بغداد: اشكنب. چاپ مصر، شرح زكريا: مطابق اصل.
مب: اسكاف.
(٤)- مب، اصل: مبارك. مطابق متون عربى اصلاح شد.
(٥)- مب: نمدگر. خلاف متن عربى است.
(٦)- اصل: مىگويد.
(٧)- اصل: بر آن.
(٨)- مب: ندارد.
(٩)- مب: برفت.