ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٤١ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
فصل. و قبول دل پيران، مريد را، راستترين گواهى باشد، سعادت او را و هركه دل پيرى از پيران او را، ردّ كرد، آن شومى فرا وى رسد اگرچه دير برآمده باشد و هركه حرمت پير فرو نهد نشان بدبختى برو پيدا شد و البتّه خطا نشود[١].
فصل. و صعبترين آفتها درين طريقت، صحبت كودكان است و هركه بچيزى ازين معنى مبتلا شد، اجماع پيرانست كى خداى عزّ و جلّ او را خوار و مخذول گردانيد و از خود مشغول بكرد و اگر او را هزارهزار كرامت بود و انگار كه بمرتبه شهدا رسيد، زيرا كه در خبرست بيان اين، و نه آن دل مشغول است بمخلوقى و صعبترين آنست كه اين حديث بر دل ايشان [اندك] نمايد، و خوار فراگيرند چنانك خداى تعالى ميگويد و تحسبونه هيّنا و هو عند اللّه عظيم و ازين گويد واسطى رحمه اللّه كه چون خداوند تعالى خواهد كه بنده را خوار كند او را بصحبت احداث مبتلا كند.
فتح موصلى گويد با سه[٢] پير صحبت كردم كه ايشانرا از جمله ابدال دانستندى، همه گفتند بپرهيز از صحبت كودكان.
[١] - مب: فصل و قبول در مشايخ مريد را صادقترين شاهدى است سعادت ويرا و هر كى دل پيران رد كند ناچار اثر آن بماند و اگرچه ديرگاه برآيد و هر كى ويرا مخذول كردند بترك خدمت( ظ: حرمت) شيخ شقاوت بر وى پيدا كنند و آن خطا نكند.
[٢] - ظ: سى پير. مطابق متن عربى.