ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٩١ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
|
كأهل النّار ان نضجت جلود |
اعيدت للشّقاء لهم جلود. |
|
و قرآن بدين معنى ناطقست. قال اللّه تعالى: كلّما نضجت جلودهم بدّلناهم جلودا غيرها.
و هم بدين معنى گويد. شعر:
|
ليس من مات فاستراح بميت |
انّما الميت ميّت الاحياء |
|
هركه بميرد [و] برآسايد مرده نه بود مرده آن بود كى بزندگى بميرد.
و زيرك آن بود كى بحكم وقت بود و اگر وقت وى صحو[١] بود قيام وى شريعت بود و اگر محو بود احكام حقيقت بر وى غالب بود.
و ازان جمله مقام است[٢]. و مقام آن بود كه بنده بمنازلت متحقق گردد بدو بلونى از طلب و جهد و تكلّف و مقام هر كسى جاى ايستادن او بود بدان نزديكى و آنچه برياضت بيابد[٣] و شرط آن بود كى ازين مقام بديگر نيارد[٤] تا حكم اين مقام تمام بجاى نيارد از بهر آنك هركرا قناعت نبود توكّل وى درست نيايد و هركرا توكّل نبود تسليم وى درست نيايد.
مقام بضم ميم اقامت بود همچنانك مدخل ادخال بود و هيچ مقام كس را
[١] - مب: وقت صافى.
[٢] - مب: و من ذلك المقام بفتح الميم.
[٣] - متن عربى: و المقام ما يتحقق به العبد بمنازلته من الآداب مما يتوصل اليه بنوع تصرف و يتحقق به بضرب تطلب و مقاساة تكلف فمقام كل احد موضع اقامته عند ذلك و ما هو مشتغل بالرياضة له.
[٤] - ظ: نيازد مب: درنگذرد.