ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٢٩ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
و اجماعست ميان پيران كه نفس راست نگويد و دل دروغ نگويد.
[يكى از پيران گفته است نفس تو هيچ راست نگويد و دلت دروغ نگويد و اگر همه بسيار جهد كنى تا جانت سخن گويد با تو نگويد[١]].
و فرق كردست جنيد ميان هواجس نفس و وسواس شيطان بدانك نفس را چون مطالبت چيزى باشد معاودة همىكند تا بمراد رسد اگرچه روزگار در آن برگذرد مگر صدق مجاهدت بر دوام بود [و] هم معاودت همىكند و شيطان چون وسوسه كند و بشهوتى خواند چون مخالفت وى كنى از دست بدارد و بزلّتى ديگر وسوسه كند[٢] زيرا كه او را همه معصيت يكيست هميشه بمعصيتى همىخواند و مرادى نبود بتخصيص يك معصيت.
و گفتهاند كه خواطر كه از فريشته بود صاحب او موافقت كند [و] بود كه مخالفت كند امّا آن خاطر كه از حق سبحانه و تعالى بود از بنده آنرا خلاف حاصل نيايد.
و پيران سخن گفتهاند در خاطر ثانى، گفته [اند] دو خاطر بود از حق كدام يكى قوىتر بود از ديگر[٣].
جنيد گفت خاطر اوّل قوىتر بود زيرا كه چون بشود خداوند او[٤] با تأمل آيد و اين بشرط علم بود.
ابن عطا گويد خاطر دوم قوىتر [بود] زيرا كه قوّت افزايد بخاطر اوّل.
و ابو عبد اللّه خفيف از متأخّران گويد هر دو برابر باشند از آنك هر دو از حق تعالى بود، يكى زيادت نبود بر ديگر و اوّل بدوم حال باقى نماند زيرا كه بقا بر آثار روا نبود.
[١] - آنچه ميان[] است در« مب» نيست.
[٢] - اصل: يك بار ديگر بيش وسوسه نكند.
[٣] - مب: و پيران گفتهاند چون دو خاطر بود از حق، بود كه اين ثانى قوىتر بود از اول.
[٤] - مب: چون بماند صاحبش.