ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٣٠ - باب سى و نهم در ولايت
او و آنچه غير كرامات[١] بود چون چيزى بديد از آن[٢] اندر حال، بدانست كه او بر حق است پس روا بود كه بداند كه عاقبت او هم برين [جمله[٣]] خواهد بود و اين شناخت، كراماتيست او را و اثبات كرامات اولياء صحيح است[٤] و حكايات قوم[٥] بسيارست كه دليل كند بر آنك [گفتهايم] چنانكه طرفى از آن ياد كرده آيد[٦] [اندر باب كرامات اوليا[٧]] ان شاء اللّه.
[و گروهى ازين پيران كه ما ديديم برين بودند يكى ازيشان استاد ابو على رحمه اللّه[٨].]
و گويند ابراهيم ادهم بمردى[٩] گفت خواهى تو از جمله[١٠] اوليا باشى گفت خواهم گفت اندر هيچ چيز دنيا رغبت مكن و نه اندر آخرت و با خداى گرد و نفس خويش فارغ دار ويرا[١١] و روى بدو كن[١٢] تا بر تو اقبال كند و ترا ولى خويش كند[١٣].
يحيى [بن معاذ] گويد اندر صفت اولياء بندگانى باشند[١٤] بلباس انس
[١] - مب: ميان آنچ بكرامات بود. متن عربى، نسخه بغداد: فاذا رأى الكرامات ظاهرة عليهم لا يمكنه ان يميز بينه و بين غيرها. مب، اصل: مطابق طبع مصر و شرح زكريا است.
[٢] - مب: ازين جمله بديد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: او را كرامتى باشد و قول بكرامات اوليا درست است.
[٥] - مب: و در حكايت قوم.
[٦] - مب: ياد كنيم.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - مب: يكى را.
[١٠]- مب: كى از جمله.
[١١] - مب: در هيچچيز در دنيا و آخرت رغبت مكن و خويشتن را فارغ كن خداى را.
[١٢] - مب: آر.
[١٣] - مب: گيرد.
[١٤] - مب: بندگانىايد.