ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٨٢ - فهرست اصطلاحات و نوادر لغات
بازخرد بدينگونه كه مالى معلوم بر عهده گيرد كه هرگاه آنرا بتمام ادا كند آزاد باشد. ص ٣٤٤، س ١
مكاشفه، ص ١١٧- ١١٩
مكر خفى: رسيدن نعمت از سوى حق تعالى و ظهور كرامات با وجود مخالفت و سوء ادب از جانب بنده. ص ٩٦، س ١٣
ملامتيان: جع: مذهب ملامت. ص ٧٢، س ٢
ممكور: فريفته، گولخورده. آنكه نعمت از جانب حق بدو رسد با وجود مخالفت و سوء ادب از وى. ص ٦٣٢، س ٥
منازلت: نزول معنى از غيب و آمادگى دل براى قبول آن. ص ٩١، س ١٢
مواجيد: جع: وجد. ص ١٠٠، س ٩
موت الابيض: گرسنگى. ص ٤٣، س ٩
موت الاحمر: عمل و مخالفت هوى. ص ٤٣، س ١٠
موت الاخضر: مرقع داشتن. ص ٤٣، س ١١
موت الاسود: احتمال و بار كشيدن خلق.
ص ٤٣، س ٩
نابيوسان: غير منتظر، غير مترقب. ص ٩٦، س ١١
ناپنداشت: غير متصور، چيزى كه در ضمير نگذشته باشد. ص ١٨٣، ح، س ٢٢
ناخنپيراه: ناخنگير. س ٢٥١، س ١٣
ناخنپيراى، ص ٥١٩، س ١٣
نام مهين: اسم اعظم خداى تعالى. ص ٢٥، س ١٥
نشست: مجالست، آسايش و راحت. ص ٦٩، س ١٧. ص ١٤٧، س ٢
نفايه: دور افكندنى، ناسره. ص ٦١٧، س ٤
نفس، ص ١٣٢- ١٣٣
نفس، ص ١٢٧- ١٢٨
نمك خوش: ظاهرا تخمهاى خوشبوى نمكين.
متن عربى: ملجا باوزار. ص ٦٥١، س ٣
نمودگار: نمونه جنس. ص ٢٢٨، س ٥
نهى تحريم: آنچه مفاد آن حرمت باشد نه كراهت و متخلف از آن معاقب گردد.
ص ١٣٢، س ٩
نهى تنزيه: آنچه مفاد آن كراهت باشد و تخلف از آن موجب عقاب نشود. ص ١٣٢، س ٩
نيك بازكردن: اصلاح و مرمت كردن، عوض كردن. ص ٦٨، س ٩
واجد: صوفى در حال حصول وجد. ص ٩٩، س ١
وارد: هر معنى كه از غيب بىتكلف و قصد بدل سالك درآيد. ص ٩٥، س ٥
وارادات، ص ١٣٠
وارد اندوه: آنچه بدل درآيد و حزن را برانگيزد.
ص ١٣٠، س ١٤
وارد بسط: آنچه بدل درآيد و موجب بسط شود. ص ١٣٠، س ١٤
وارد شادى: آنچه بدل درآيد و موجب شادى شود. ص ١٣٠، س ١٤
وارد قبض: آنچه بدل درآيد و موجب قبض گردد. ص ١٣٠، س ١٤