ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٩٠ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
مىراند، اشتر بيفتاد و بمرد و مرد و پالانرا بيفكند[١] من ميرفتم بازنگرستم اعرابى مىگفت يا مسبّب كلّ سبب و يا مأمول من طلب ردّ علىّ ما ذهب يحمل الرحل و القتب، اشتر بر پاى خاست و مرد برنشست و برفت[٢]].
شبل[٣] [مروزى[٤]] گويد وقتى مرا آرزوى گوشت كرد، بنيم درم گوشت خريدم، در راه كه بخانه رفتم زغنى درآمد و از دست خادم بر بود[٥]، شبل[٦] در مسجد [ى] شد نماز ميكرد [تا بشبانگاه[٧]] چون باز خانه آمد زن او بيامد، گوشت پيش او آورد گفت اين از كجا آوردى[٨] [زن] گفت دو زغن در هوا با يكديگر جنگ ميكردند اين از [ميان[٩]] ايشان بيفتاد، شبل گفت شكر آن خدايرا كه[١٠] شبل را فراموش نكرد و اگرچه شبل او را[١١] فراموش ميكند[١٢].
گويند بو عبيد بسرى وقتى بغزا رفته بود با لشگرى چون بروم رسيد اسبى كه در زير او بود بيفتاد و بمرد گفت خداوندا اين را بعاريت بما ده تا باز وطن خويش رويم، بسر، چون اين بگفت اسب برخاست و برنشست و چون از غزا فارغ شد و
[١] - متن عربى: و وقع الرحل و القتب: و بار و پالان شتر بيفتاد. مترجم« رحل» را كه بحاء حطى و بدون نقطه است« رجل» به جيم حرف سوم ابجد خوانده و سهوى عظيم كرده است.
[٢] - مب: آنچه ميان[] است ندارد.
[٣] - اصل: شبلى: مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٤] - مب: آنچه ميان[] است ندارد.
[٥] - مب: گويند روزى گوشت آرزو كرد نيم درم گوشت خريد زغنى از وى بربود. مطابق متن عربى است.
[٦] - مب: مانند اصل: شبلى. در تمام موارد مطابق متن عربى اصلاح شد.
[٧] - مب: آنچه ميان[] است ندارد.
[٨] - مب: چون با خانه شد زنش گوشت پخته بود گفت اين از كجاست.
[٩] - مب: آنچه ميان[] است ندارد.
[١٠] - مب: الحمد للّه كى خداى.
[١١]- مب: ويرا.
[١٢] - مب: كرد.