ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٣٤ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
بتدريج كم ميكند[١] اندكاندك، تا بر آن قوى گردد و [نگذارد كه] عادت خويش بيكبار دست بدارد[٢] كه در خبر [آمده[٣]] است كه شتابزده[٤] نه راه [برود[٥]] و نه ستورش برجاى بماند.
پس فرمايد تا خلوت گيرد و عزلت و جهد كند اندر حال خلوت تا خواطر بخود راه ندهد و چيزها كه دل او مشغول گرداند از خود بازدارد[٦].
و بدانك درين حالت [اندك] كسى بود از مريدان كه نه او را در ابتدا وسواسى بود در اعتقاد، بخاصه كه مريد زيركدل بود و اين از آن امتحانها است كه بر مريد بايد نهاد، بر پير واجب بود چون او را زيرك يابد كه حجّتهاى عقلى او را تلقين كند كه ناچار او را بعلم رستگارى باشد از وسواس، و اگر پير اندر وى هيچيز بيند از قوّت و ثبات اندر طريقت، او را صبر فرمايد و ذكر دائم تا نور قبول از دل وى برافروزد و آفتاب وصال اندر دل[٧] او برآيد و اين زود بود و ليكن از بسيارى يكى را نبود[٨] [اين[٩]] امّا غالب آن بود كه ايشانرا باز نظر آرند و نگريستن و تأمّل
[١] - مب: بظاهر و خوابش نبود مگر بوقت غلبه و آن طعام كى خورد بتقليل هر روز كمتر مىكند بتدريج.
[٢] - مب: بگذارد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: شتاب كننده.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: تا خلوت و عزلت گيرد و درين حال جهد كند در دور كردن خواطر دل و هواجس مشغول كننده از دل.
[٧] - مب: و بدانك كم نتواند بود مريد را در حال خلوت در ابتدا و اين آزمايشها بود كى مريد را پيش آيد بر پير واجب بود كى ويرا بحجتهاى عقلى دارد كى بعلم از آن نرهد( ظ: برهد) لا محاله معترف از آنچ شيطان مىنمايد و اگر پيرش در وى قوت نهبيند از ثبات طريقت ويرا صبر فرمايد و مداومت بر ذكر تا انوار قبول وى بدر شود و در سرّش آفتاب وصول. اصل: مطابق متن عربى است.
[٨] - مب: بود.
[٩] - مب: ندارد.