ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٠٨ - باب چهل و پنجم در صحبت
بعيادت تو آيد و اگر[١] گناهى كنى از تو توبه قبول كند[٢].
از استاد ابو على شنيدم [كه] گفت درخت خود رست [كه كسى او را نكاشته باشد[٣]] برگ آرد و ليكن بار نيارد، مريد نيز همچنين باشد چون او را استاد نبوده باشد[٤] ازو هيچيز نيايد.
استاد ابو على گويد اين طريقت من[٥] از نصرآبادى گرفتم و نصرآبادى از شبلى و شبلى از جنيد و جنيد از سرى و سرى از معروف كرخى، و معروف كرخى از داود [طائى[٦]] و داود [طائى[٧]] تابعين را[٨] ديده بود.
و هم از وى شنيدم كه گفت هرگز بنزديك نصرآبادى نشدم تا غسل نكردم.
[استاد امام رحمه اللّه گويد] هرگز[٩] نزديك استاد ابو على نشدم، اندر ابتدا الّا كه روزه داشتمى[١٠] و نخست غسل كردمى[١١] و بمدرسه شدمى چندبار، بازگشته بودم از حشمت او، تا يك راه كه آن حشمت برخاست و چون بميان مدرسه رسيدمى از حشمت چنان بودمى كه كسى را دست و پاى خفته باشد، بر خويشتن قدرت نداشتمى اگر سوزن اندر من زدندى آگاهى نداشتمى پس چون بنشستم هر واقعه كه
[١] - مب: و اگر تو.
[٢] - مب: از بهر تو توبه كند. مطابق است با نسخه بغداد: تاب عنك. اصل: مطابق شرح زكريا و چاپ مصر است.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: برگ بيارد و سبز شود و لكن بر ندهد همچنين هرك او را استاد نباشد كى بوى بيرون آيد.
[٥] - مب: من اين طريق.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: از تابعين بسيار.
[٩] - مب: و من هرگز.
[١٠]- مب: داشتم.
[١١] - مب: كردم.