ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣١٤ - باب بيست و پنجم در رضا
هيچ چيز نيايد «١»].
جنيد را ازين پرسيدند كه مريد را چه فايده بود اندر شنيدن حكايت «٢» گفت حكايت «٣» لشكرى بود از لشكرهاى خداى عزّ و جلّ كه دل مريد بدان قوى كند گفتند اين را هيچ گواه باشد گفت [باشد] قول خداى تعالى. و كلا نقصّ عليك من انباء الرسل ما نثبّت به فؤادك.
جنيد گويد مريد صادق بىنياز بود از علم عالمان «٤».
استاد امام گويد رحمه اللّه فرق ميان مريد و مراد آنست كه همه مريدى بر حقيقت «٥» مراد بود كه اگر مراد حق سبحانه نبودى كه او را خواستى مريد نبودى «٦»، زيرا كه هيچكس بىخواست او نبود و هر مراد مريد بود زيرا كه چون حق عزّ اسمه او را خواهد بخصوصيّت «٧» توفيق ارادتش دهد، و ليكن قوم فرق كردهاند ميان مراد و مريد [مريد] نزديك ايشان مبتدى بود و مراد منتهى بود و مريد آن بود كه رنج بر خويشتن نهد و [خود] اندر سختيها افكند [ه باشد] [و مراد آن بود كه بر كار باشد بىرنج و مريد رنجور باشد «٨»] و مراد آسوده و سنّت خداى
______________________________
(١)- مب: ندارد.
(٢)- مب: پرسيدند كه مريد را چه فايده بود از شنيدن حكايات.
(٣)- مب: حكايات.
(٤)- مب: از علم همه علماء.
(٥)- مب: بدانك بر حقيقت. سهو است و ناقص.
(٦)- مب: اگر نه چنين بودى هرگز مريد نبودى.
(٧)- مب: زيرا كى نبود الا آنكه خداى خواهد و همه مراد مريد بود زيرا كى چون حق را ارادت بود بخصوصيت وى.
(٨)- مب: ندارد.