ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٨٩ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
كه بر مردم غالب بود [و نيز[١]] بوقت آن خواهند كى مردم اندرو بود از روزگار[٢].
و گروهى گفتهاند كى ميان دو روزگار بود روزگار گذشته و آنچه فرا پيش بود.
صوفيان گويند صوفى پسر وقتست[٣] و مراد آنست كى تا او مشغول هست بدانچه اولىتر، اندر حال قيام همىكند بدانچه اندر آنوقت فرمودهاند[٤].
و گفتهاند درويش را اندوه وقت گذشته نبود و نه آنوقت كه نيامده است و وقت [وى] آن بود كى اندروست[٥].
و گفتهاند مشغولى بوقت گذشته ضايع كردن ديگر وقت باشد.
و بوقت آن خواهند كى در پيش ايشان آيد از تصرّف حق در ايشان را جز آنك ايشان خود را اختيار كنند. و گويند فلان بحكم وقتست يعنى كى گردن نهاده
[١] - بقياس متن عربى اضافه شد.
[٢] - مب: اين عبارت را ندارد.
[٣] - اصل: وقت وى چيست. و آن موافق متن عربى( الصوفى ابن وقته) نيست و ظاهرا مترجم« ابن وقته» را« اين وقته» خوانده و غلط ترجمه كرده است.
[٤] - مب: و مراد ازين آنست كى او مشتغل است بدان چى در آن قيام مىكنند و در آن وقت او را فرمودهاند. متن عربى چنين است: يريدون بذلك انه مشتغل بما هو اولى به فى الحال قائم بما هو مطالب به فى الحين. يعنى بدين آن خواهند كه صوفى بدانچه در حال شايستهتر و بدو سزاوارتر است اشتغال دارد و بدانچه از وى خواهند در آن هنگام قيام مىكند( حاصل آنكه صوفى در تصرف وقت است و عمل او با آن موافق).
[٥] - متن عربى: بل يهمه وقته الذى هو فيه. بلكه وقتى كه در آنست براى او مهم است و بنابراين جمله ياد كرده مكمل سابق است نه تعريف ديگر براى وقت چنانكه از« مب، اصل» مستفاد مىگردد.