ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٩١ - باب يازدهم در خوف
رهبت چون بترسد بگريزد[١] چون بگريزد پس هواء خود رود چون رهبانان كه متابع هواء خويش باشند چون لگام علم ايشان را باز كشد بحق شرع قيام نمايد آن خشيت باشد[٢]]
ابو حفص گويد خوف چراغ دل بود آنچه درو بود بدو بتوان ديد از خير و شر.
[استاد ابو على گويد خوف آن بود كه بهانه نسازى خويشتن را بعسى و سوف، باشد كى چنين بود، باشد كه چنان بود][٣].
ابو عمرو دمشقى گويد خائف آن بود كه از نفس خويش بيش از آن ترسد كه از شيطان.
[ابن جّلا گويد خائف آن بود كه بيمها او را ايمن[٤]] گفتهاند خائف نه آنست كه بگريد و چشم بسترد، خائف آنست كه از آنچه ترسد كه بدان عذاب كنند دست بدارد[٥].
فضيل را گفتند چونست كه ما خائفى را نبينيم گفت اگر ترسان بودى اين ترسگاران بر شما پوشيده نبودى[٦]، خائف را نبيند مگر خائف، خداوند مصيبت آن خواهد كه خداوند مصيبت را ببيند[٧].
[١] - متن عربى: الخوف على ضربين رهبة و خشية فصاحب الرهبة يلتجئ الى الهرب اذا خاف و صاحب الخشية يلتجىء الى الرب قال رحمه اللّه و رهب و هرب يصح ان يقال هما واحد مثل جذب و جبذ فاذا هرب انجذب فى مقتضى هواه. ترس دو گونه است رهبت است و خشيت، خداوند رهبت چون بترسد روى در گريز آرد و خداوند خشيت در خدا گريزد و گفت كه رهب و هرب را توان يكى شمردن مانند جذب و جبذ پس چون بگريزد در پى هواى خود رود.
[٢] - مب: ندارد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - متن عربى: الخائف من تؤمنه المخوفات. خائف آن بود كه از مخوفات ايمن شده باشد.
مب: ندارد.
[٥] - اصل: و چشم بمالد خائف آنست كه وى را بر آنچه ترسد كه عذاب كنند دست بدارد.
[٦] - مب: اگر تو خائف بودى خايفان را ديدى.
[٧] - مب: و ماتمزده دوست دارد كه ماتمزدگان را بيند. متن عربى: و ان الثكلى هى التى تحب ان ترى الثكلى. و فرزند مرده است كه دوست دارد تا فرزند مرده را بيند.