ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٣٧ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
دادند و خوارى كردند[١] جريج نماز كرد و دعا كرد[٢] [و بكودك گفت پدرت كيست گفت شبان[٣]]، ابو هريره [رضى اللّه عنه[٤]] گويد [كه گوئى كى اندر پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم مىنگرم كه[٥]] گفت اى غلام پدرت[٦] كيست گفت فلان شبان، مردمان پشيمان شدند بدانچه كردند[٧] پس جريج را گفتند صومعه تو از زر باز كنيم گفت نخواهم گفتند از سيم بكنيم[٨] گفت [نخواهم[٩]] همچنان كه بود من خود باز كنم[١٠].
[و كودك ديگر[١١]] زنى بود كه كودكى داشت، او را[١٢] شير ميداد، جوانى نيكوروى بر وى بگذشت [اين[١٣]] زن گفت يا رب پسر من چون اين جوان [كن[١٤]] كودك گفت يا رب مرا چون وى مكن. ابو هريره رضى اللّه عنه گويد گوئى كه اندر پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم[١٥] مىنگرم كه حكايت اين غلام [همى[١٦]] كرد پس زنى برين زن[١٧] بگذشت گفت اين زن دزدى و زنا كند[١٨] [و ويرا عقوبت
[١] - مب: نمودند.
[٢] - مب: گفت.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: جريج گفت يا غلام پدر تو. اصل: مطابق متن عربى است.
[٧] - مب: كرده بودند.
[٨] - مب: از زر كنيم يا از سيم. متن عربى: و قالوا نبنى صومعتك من ذهب او قال من فضة.
شك از راوى است نه آنكه بنى اسرائيل جريج را مختار ساختند تا صومعه را از زر كنند يا از سيم.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: بكنم.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢]- مب: ويرا.
[١٣] - مب: ندارد.
[١٤] - مب: ندارد.
[١٥] - مب: ٧.
[١٦] - مب: ندارد.
[١٧] - مب: بدين كودك. خلاف متن عربى است.
[١٨] - مب: زنا كند و دزدى.