ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٤٠ - باب پانجدهم در خشوع و تواضع
[و گفتهاند درويشان مردهاند الّا آنك خداى تعالى او را بعزّ قناعت زنده كند[١]].
بشر حافى گويد قناعت پادشاهى است آرام نگيرد [مگر] اندر دل مؤمن.
[احمد بن ابى الحوارى گويد ابو سليمان دارانى گفت قناعت از رضا، بجاى ورع از زهد است اين اوّل رضا بود و آن اوّل زهد.
گفتهاند قناعت آرام دل بود بوقت نايافتن آنچه دوست دارى.
ابو بكر مراغى گويد عاقل آنست كه كار دنيا تدبير بقناعت كند[٢]].
ابو عبد اللّه خفيف گويد قناعت طلب ناكردنست آنرا كه[٣] در دست تو نيست و بىنياز شدن [است] بدانچه هست و در معنى آنكه خداى عزّ و جلّ مىگويد رزقا حسنا گفتهاند قناعت است[٤].
محمّد بن علىّ الترمذى گويد قناعت رضا دادنست بآنچه قسمت كردهاند از روزى.
[و ديگر گفتهاند قناعت بسنده كردنست بآنچه بود و بيشتر را طلب ناكردن[٥]].
وهب بن منبّه گويد عزّ و توانگرى بجولان بيرون شدند[٦] قناعت را ديدند
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: ندارد. متن عربى: و قال ابو بكر المراغى العاقل من دبر امر الدنيا بالقناعة و التسويف و امر الاخرة بالحرص و التعجيل و امر الدين بالعلم و الاجتهاد. بو بكر مراغى گفت خردمند آنست كه تدبير كار دنيا بخرسندى و امروز و فردا كردن و تدبير كار آخرت بآزمندى و شتاب و تدبير كار دين بدانش و كوشش كند.
[٣] - اصل: از آنچه.
[٤] - اصل: و اندرين معنى قول خداى تعالى دليلست ليرزقنهم اللّه رزقا حسنا گفتهاند يعنى قناعت. مب: مطابق متن عربى است زيرا تفسير آيه قول ديگر است و جزو گفته ابن خفيف نيست.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: بيرون آمدند جولانكنان. متن عربى: خرجا يجولان يطلبان رفيقا. در طلب رفيقى جولانكنان بيرون شدند.