ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٥٧ - باب پنجاه و سوم در اثبات كرامات اولياء
محمّد بن المبارك الصورى گويد [كه] با ابراهيم ادهم بودم اندر راه بيت المقدّس وقت قيلوله اندر زير درختى انار فروآمديم و ركعتى چند نماز كرديم و آوازى شنيدم از آن درخت كه[١] يا با اسحق ما را كرامى كن و ازين بار من[٢] چيزى بخور ابراهيم سر در پيش افكند[٣] تا سه بار [چنين[٤]] بگفت پس اين درخت گفت يا محمّد شفاعت كن تا از بار من چيزى بخورد[٥]. گفتم يا ابا اسحق مىشنوى برخاست و دو نار بازكرد يكى بخورد و يكى بمن داد[٦] [بخوردم[٧]] و ترش بود و آن درختى[٨] كوتاه بود چون بازگشتم [و] آنجا فرا رسيديم [آن[٩]] درخت [نار[١٠]] بزرگ شده بود و نار وى شيرين و در [هر[١١]] سالى دو بار بر[١٢] آوردى و او را رمّان العابدين نام كردند عابدان در سايه[١٣] او شدندى.
جابر رحبى[١٤] گويد بيشتر اهل رحبه منكر بودند كرامات را[١٥]، روزى بر شيرى نشستم و در رحبه شدم و گفتم كجااند [ايشان] كه اولياء خدا را بدروغ[١٦] دارند پس از آن هيچيز نگفتند[١٧].
[١] - مب: شنيديم از زير درخت. متن عربى: فسمعت صوتا من اصل الرمان. از انار بن آوازى شنيدم.
[٢] - مب: از ما.
[٣] - اصل: بجنبانيد. خلاف متن عربى است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: مرا گفت يا محمد شفيع من باش بدو تا از ما چيزى تناول كند.
[٦] - مب: يكى مرا داد و يكى بخورد.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: و درخت.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢]- مب: بار.
[١٣] - مب: با سايه.
[١٤] - اصل: رجا. غلط است.
[١٥] - مب: كرامات را منكر بودندى.
[١٦] - مب: بدروغزن.
[١٧] - مب: نيز منكر نشدند و برستم.