ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٦٨ - باب سى و پنجم در فراست
بچند دهى اين و چنان نمودم[١] كه آنچه در پيش دارد من بخواهم[٢] خريد گفت بنشين تا [چون[٣]] بفروشم چيزى ازين بتو[٤] دهم تا چيزى خرى، ويرا بگذاشتم و بنزديك ديگرى شدم و چنان نمودم كه آنچه در پيش دارد بخواهم خريد[٥] پس با نزديك[٦] او آمدم گفتم اگر بخواهى فروخت بگو تا بچند است گفت دو روز است تا تو [چيزى نخورده و] گرسنه بنشين تا [چون[٧]] فروخته شود ترا[٨] چيزى دهم تا طعام خرى و بخورى من بنشستم چون بفروخت چيزى بمن داد و برفت من از پس او فراشدم[٩]، روى با من كرد و گفت چون حاجتى باشد ترا از خداى [عزّ و جلّ[١٠]] خواه مگر [كه] نفس ترا اندر آن حظّى بود كه از خداى [تعالى[١١]] بازمانى بدان سبب.
[كتّانى گويد فراست مكاشفه يقين بود و معاينه غيب و آن [از] مقامهاء ايمان است[١٢]].
گويند شافعى و محمّد بن الحسن رضى اللّه عنهما در مسجد حرام بودند، مردى درآمد[١٣] محمّد بن الحسن گفت چنين دانم كه او درودگرست شافعى گفت كه [من چنين دانم] كه [او[١٤]] آهنگرست او را [ازين معنى] پرسيدند گفت پيش ازين آهنگرى كردمى اكنون درودگرى كنم[١٥].
[١] - مب: و فرانمودم.
[٢] - مب: نخواهم. خلاف متن عربى است و شايد غلط كاتب باشد.
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: فرا تو.
[٥] - مب: شدم بابهام آنكه بها مىكنم با وى.
[٦] - مب: با پيش.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: تا ترا.
[٩]- مب: او برفتم.
[١٠] - مب: ندارد.
[١١] - مب: ندارد.
[١٢] - مب: ندارد.
[١٣] - مب: ديدند. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٤] - مب: ندارد.
[١٥] - مب: پيش ازين درودگر بودم اكنون آهنگرم. خلاف متن عربى است.