ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٨١ - فهرست اصطلاحات و نوادر لغات
اصول طريقت و شريعت است و آن متعلق بظاهر است. ص ١١٥، س ١٢
محو علت: نفى كليه صفات نقص خاصه ديدن خود و رؤيت اعمال و خواطر و آن متعلق بمرتبه سر است از لطائف سبعه. ص ١١٥، س ١٢
محو غفلت: نفى غفلت دل از حق تعالى و آن متعلق بباطن است. ص ١١٥، س ١٢
محو و اثبات، ص ١١٥- ١١٦
محمول: سالكى كه بتصرف حق و غلبه حقيقت بىتكلف، اعمال از وى صادر مىشود.
ص ٣١٥، س ٧
مختطف: آنكه بر اثر شهود حقيقت و يا وارد قوى ناگهان و بسرعت، احساس و شعور وى از كار بازماند، ربوده. ص ٦٣٣، س ٩
مذكر: واعظ كه مستمعان را بياد خدا و عقبى افكند. ص ٢٠٤، س ١٦
مذهب ملامت: مذهب آن دسته از صوفيه كه بجهت رعايت كمال اخلاص نيكى خود را از خلق پنهان مىكردند و بدى خود را مخفى نمىداشتند و آنها را ملامتيه و ملاميه مىگويند. ص ٥٠، س ١
مذى: ترشح رقيق از مجراى تناسل. ص ٣٣٨، س ٨
مراقبت: دانش بنده باطلاع حق بر وى.
ص ٢٨٩، س ٣
مريد: كسى كه علقه طلب و خواهش او بشيخ معين متوجه شده باشد، كسى كه او را خواست نباشد. ص ١٢، س ٥
مسائل اصول: آنچه در اصول عقايد و علم كلام از آن بحث كنند مانند توحيد و صفات و نبوت عامه و خاصه و معاد.
ص ١٤، س ٢.
مستأنس: صوفى در حال حصول انس. ص ٩٧، س ١١
مستمع: آنكه بحال شنود. ص ٦١٩، س ١٠
مستنبط: كسى كه دائم بغيب ناظر است و چيزى از او پوشيده نيست. ص ٣٦٩، س ١
مستوران: مردمان عفيف و با شرم. ص ٤٥٨، س ٩
مشاهده، ص ١١٧- ١١٩
مصابرت: صبر بر صبر. ص ٢٨٣، س ١٧
مصطلم: سالكى كه بسبب وله و هيمان مستغرق عالم غيب شود. ص ١٢٤، س ٢
معاملات: عبادات و اعمال شرعى. ص ١٢، س ٤
معلوم: وسيله معيشت اعم از نقد و جنس.
ص ٣٧٨، س ١٠
مقام، ص ٩١- ٩٢
مقام جمع: جع: جمع و تفرقه. ص ١٩، س ٨
مقام تفرقه: جع: جمع و تفرقه. ص ١٩، س ٧
مكاتب: مملوكى كه خود را از مولايش