ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٦٢ - باب بيستم اندر توكّل
پس بگريست چنانك اشك بر سينه او مىرفت[١]، پس در ركوع شد و بگريست [پس سجود كرد و بگريست] پس سر برآورد و بگريست و همچنين ميكرد[٢] تا بلال بيامد، ويرا آگاهى داد بنماز گفتم يا رسول اللّه چرا چندين گريستى و خداى تعالى گناهان تو گذشته و آينده[٣] بيامرزيده است گفت [چرا] بنده نباشم شاكر و چرا چنين نكنم و اين آيت بر من [خواندهاند و] فرو فرستادهاند، انّ فى خلق السّموات و الارض.
[استاد امام ابو القاسم رحمه اللّه گويد[٤]] حقيقت شكر نزديك اهل تحقيق[٥] مقرّ آمدن باشد بنعمت منعم بر وجه فروتنى[٦] و برين وجه خداى تعالى را وصف كنند كه او شكور است بر طريق توسّع[٧] و معنى اين بود كه بنده را جزا [دهد][٨] و مكافات كند بر شكر و جزاء شكر را، شكر نام كرد چنانك گفت:
و جزاء سيّئة سيّئة مثلها.
و گفتهاند شكر از آنست كه بر عمل اندك ثواب بسيار دهد، [و از اينجا گويند چهارپايرا دابّه شكور يعنى فربهى زيادت از آن پديدار آرد كه علف خورد و محتمل بود كه گويند حقيقت شكر ثنا[٩] بود بر محسن بذكر احسان او پس شكر بنده خدايرا عزّ و جلّ ثناء او باشد بر وى بياد كرد احسان او بر وى و شكر حق سبحانه و تعالى
[١] - اصل: اشك وى بر سينه من همىرفت. مب: مطابق متن عربى است.
[٢] - مب: همه شب برين حال بود.
[٣] - مب: از پيش و پس.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: توحيد.
[٦] - مب: تذلل.
[٧] - اصل: و برين قول خداى تعالى وصف كرده است كه او شكور است توسع را.
[٨]- مب: ندارد.
[٩] - اصل: و ثنا.