ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٦١ - باب بيستم اندر توكّل
باب بيست و يكم در شكر[١]
قال اللّه تعالى لئن شكرتم لازيدنّكم.
عطا گويد نزديك[٢] عائشه رضى اللّه عنها شدم و گفتم خبر گو ما را از شگفتترين چيزى كه ديدى از رسول صلّى اللّه عليه و سلّم. [عايشه] بگريست و گفت كدام كار بود آن وى كه عجب نبود[٣]، شبى نزديك من آمد و اندر بستر من آمد[٤]، پس گفت يا دختر بوبكر دست بدار تا عبادت كنم خدايرا عزّ و جلّ گفتم يا رسول اللّه من نزديكى تو[٥] دوستر دارم، دستورى دادم ويرا، برخاست و مشكى آب آنجا بود از آنجا طهارت كرد و آب بسيار بريخت[٦] و برخاست و نماز همىكرد
[١] - مب: باب السابع و الثلاثون فى الشكر.
[٢] - اصل: اندر نزديك.
[٣] - مب: او بود كه نه شگفت بود.
[٤] - مب: بجاى اين جمله چنين است: پوست من بپوست وى رسيد. و اين مطابق متن عربى است.
[٥] - اصل: نزديكى با تو. متن عربى: انى احب قربك: من نزديكى ترا با خدا دوست دارم.
[٦] - اصل: نريخت. مب: مطابق متن عربى است.