ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٨٢ - باب دهم در خاموشى
ندامت باشد[١] چون ويرا از آن باز دارند[٢] واجب آن بود كه فرمان شرع در آن نگاه دارد[٣]، و خاموشى در وقت خويش صفت مردانست چنانك سخن اندر موضع خويش از شريفترين خصلتهاست.
از استاد ابو على [دقّاق] شنيدم كه هركه از حق خاموش گردد ديوى بود گنگ.
و خاموشى از ادب حضرتست قال اللّه تعالى و اذا قرئ القرآن فاستمعوا له و انصتوا [و خداوند تعالى خبر داد از پريان بحضرت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم فلمّا حضروه قالوا انصتوا[٤]].
و قال اللّه تعالى و خشعت الاصوأت للرّحمن فلا تسمع الّا همسا و فرق بسيار بود ميان بنده كه خاموش بود صيانت كردن را از دروغ و غيبت و ميان بنده كه خاموش بود از غلبه سلطان هيبت برو و اندرين معنى گفتهاند:
شعر:
|
افكّر ما اقول اذا افترقنا |
و احكم دائبا[٥] حجج المقال |
|
|
فانساها اذا نحن التقينا |
فانطق حين انطق بالمحال |
|
و هم درين معنى گفتهاند:
شعر:
|
فيا ليل كم من حاجة لى مهمّة |
اذا جئتكم لم ادر يا ليل ماهيا |
|
و هم اندرين معنى گويد:
[١] - مب: و ندامت ازوست.
[٢] - مب: چون از آن زجر كرده باشند. متن عربى: اذ ورد عنه الزجر. زيرا از آن منع كردهاند.
[٣] - مب: معتبر دارند.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - اصل: دائما.