ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٦٠١ - باب پنجاه و دوم در سماع
حارث محاسبى گويد سه چيز است كه آنرا چون بيابند بدان بهره گيرند و ما آنرا گم كردهايم[١]، روى نيكو با صيانت و آواز خوش با ديانت و دوستى[٢] با وفا.
ذو النّون مصرى را پرسيدند از آواز خوش گفت مخاطبات و اشارات است كه خداوند آنرا وديعت نهاده است اندر مردان و زنان[٣].
وقتى ديگر[٤] او را پرسيدند [هم[٥]] از آواز خوش گفت واردى[٦] بود از [قبل] حق [سبحانه و] تعالى دلها را بحضرت حق خواند هركه بحق، سماع كند متحقّق گردد و هركه بنفس، سماع كند زنديق گردد.
و جعفر بن نصير گويد كه جنيد[٧] گفت بر درويشان سه وقت رحمت بارد، بوقت سماع[٨] كه ايشان سماع نكنند الّا از حق[٩] و برنخيزند الّا از وجد[١٠] و [ديگر] بوقت طعام خوردن زيرا كه خوردن ايشان از فاقه بود[١١] و سوم بوقت علم گفتن زيرا كه ايشان[١٢] صفت اوليا [ياد كنند[١٣]].
[١] - مب: بياوند از آن بهره بردارند و ما نيافتيم.
[٢] - مب: و برادرى نيكو.
[٣] - مب: مخاطبهاست و اشارتها كى حق تعالى در دل مردان و زنان پاك نهاده است.
بمتن عربى نزديكتر است.
[٤] - مب: و هم.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - مب: اشخاصى.
[٧] - مب: حكايت كند از جنيد كى.
[٨]- مب: بر درويشان در وقت سماع رحمت فرو آيد.
[٩] - مب: مگر بحق.
[١٠] - مب: مگر بوجد.
[١١] - مب: ايشان نخورند الا وقت فاقه.
[١٢] - مب: از بهر آن كى.
[١٣] - مب: ندارد. متن عربى: فانهم لا يذكرون الا صفة الاولياء. از بهر آنك ايشان ياد نكنند مگر صفت اولياء.