ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٦٨ - باب هشتم در ورع
گفت نام خداى بر آن نبشته بود[١].
[يحيى بن معاذ گويد ورع بر دو گونه بود ورعى بود بر ظاهر كى بنه جنبد مگر بخداى، ورعى بود در باطن و آن آن بود كه اندر دلت جز خداى اندر نيايد.
گفتهاند هركه اندر ورع دقيقه نگاه ندارد بعطاى بزرگ اندر نرسد و گفتهاند هر كى اندر دين خرده نبيند خطر وى بزرگ نبود روز قيامت][٢]
ابن جّلا گويد هركه تقوى با درويشى وى صحبت نكند حرام محض خورد[٣]
يونس بن عبيد گويد ورع بيرون آمدنست از همه شبهتها و بهر طرفة العينى با خويش شمار كردن.
سفيان ثورى گويد هيچيز نديدم آسانتر از ورع هرچه نفس آرزو كند دست بدارد[٤].
معروف كرخى گويد زبان از مدح نگه داريد چنانك از ذمّ نگه داريد.
بشر بن الحرث گويد سخترين كارها سه چيز است، بوقت دست تنگى سخاوت كردن و ورع اندر خلوت و سخن حق گفتن پيش كسى كه ازو ترسى [و اميد دارى[٥]] خواهر [بشر حافى][٦] بنزديك احمد بن حنبل آمد و گفت ما بر بامها دوك ريسيم شعاع مشعله طاهريان[٧] بر ما افتد بروشنائى آن دوك ريسيم روا بود يا نه احمد حنبل
[١] - مب: نبشته بود نخواستم در آن موضع باشد. اضافه بر متن عربى است.
[٢] - مب: ندارد. متن عربى: من دق فى الدين نظره جل فى القيامة خطره. هركه در كار دين باريكبين باشد روز قيامت قدر وى بزرگ باشد.
[٣] - اصل: هركه تقوى با او صحبت نكند اندر درويشى حرام محض خورد.
[٤] - ظ: دست بدار. مب: هرچه دلت بدان نگرد دست از آن بدار.
[٥] - مب: ندارد.
[٦] - اصل: خواهر بن الحارث. مب: خواهر بشر الحارث. مطابق متن عربى نوشته شد.
[٧] - اصل: طاهرى. مب: درستتر است.