ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣١٢ - باب بيست و پنجم در رضا
مىگويم با خويشتن كاشكى معنى ارادت بدانستمى «١»].
و گفتهاند از صفات مريد يكى آنست كه نوافل بر وى دوست گردانند و نصيحت كند خلق را باخلاص و با خلوت ويرا انس بود «٢» و بهرچه از احكام بر وى همىرود صبر كند و كار او را ايثار كند و از ديدار او «٣» شرم دارد و آنچه ويرا جهد بود «٤» بذل كند محبوب خويش را و هر سببى كه داند او را بوى رساند بر دست گيرد و از همه چيزها بكمتر [ين درجه «٥»] قناعت كند، و بايد كه ويرا بدل قرار نباشد تا آنكه بخداى [عزّ و جلّ «٥»] رسد.
ابو بكر دقّاق «٦» گويد آفت مريد سه چيز است زن خواستن و حديث نوشتن و سفر كردن.
و از وى پرسيدند كه چرا دست بداشتى از حديث نوشتن گفت مرا ارادت از آن بازداشت «٧».
[حاتم اصمّ گويد كه چون مريد را بينى كه بغير مراد خويش مشغول شود بدانك او دون همّتى «٨» خويش ظاهر كرده باشد «٩»].
كتانى گويد از حكم مريد آنست كه [سه چيز در وى موجود بود] خواب
______________________________
(١)- اصل: ندارد. متن عربى: و كنت اقول فى نفسى ليث شعرى ما معنى الارادة. و با خود مىگفتم كاشكى الخ.
(٢)- مب: و او را آسايش بخلوت بود.
(٣)- مب: و از نظر وى.
(٤)- مب: و آنچ تواند.
(٥)- مب: ندارد.
(٦)- مب: متن عربى، چاپ مصر: وراق.
(٧)- مب: او را گفتند حديث نبشتن چگونه بود گفت ارادت مريد از آن منع كند. اصل:
مطابق متن عربى است.
(٨)- اصل: آوردن. بمقايسه متن عربى اصلاح شد.
(٩)- مب: ندارد.