ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٩٩ - باب سوم در تفسير الفاظى كى ميان اين طايفه رود و آنچه از آن مشكل بود
بنوعى اختيار[١] و خداوندش را كمال وجد نبود كى اگر كمال وجدش بودى واجد بودى[٢]، [گروهى گفتهاند تواجد مسلّم نيست خداوندش را زيرا كه بتكلّف بود و از تحقيق دور بود][٣]. گروهى گفتهاند [تواجد] مسلّم است درويشان مجرّد را كه چشم دارند يافتن اين معنىها را، واصل ايشان اندر اين، خبر رسول است صلّى اللّه عليه و سلّم كه گفت. ابكوا فان لم تبكوا فتباكوا. بگرئيد و اگر گريستن [تان] نيايد بستم بگرئيد[٤].
حكايتى معروف است از ابو محمد جريرى كه گويد نزديك جنيد بودم و ابن مسروق و درويشان ديگر حاضر بودند و قوّالى قول همىگفت، ابن مسروق برخاست و آنگروه كه آنجا بودند، جنيد ساكن بود گفتم يا سيّدى ترا اندر سماع هيچيز نيست جنيد گفت و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمّر مرّ السّحاب. پس گفت ابا محمد ترا اندر سماع هيچ نصيب نيست گفتم چون من بسماع حاضر باشم و آنجا محتشمى باشد [بر] خويشتن نگاه دارم وجد خويش[٥] و چون خالى باشم [وجد را] فراگذارم و اندرين حكايت لفظ تواجد اطلاق كردند[٦] و جنيد آنرا منكر نبود.
[١] - اصل: بنوعى آزمايش. متن عربى: بضرب اختيار. مترجم اختيار را اختبار( ببا، حرف دوم الفبا) خوانده است.
[٢] - متن عربى: و باب التفاعل اكثره على اظهار الصفة و ليست كذلك. قال الشاعر:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٣] - مب: ندارد.
[٤] - مب: بتكلف بگرييد.
[٥] - مب: من بر خويشتن نگه دارم و وجد خويش پيدا نكنم.
[٦] - مطابق« اصل» و« مب» لفظ تواجد نيامده است ولى متن عربى چنين است: فاذا خلوت ارسلت وجدى فتواجدت. چون بخلوت روم وجد را فراگذارم و تواجد كنم و وجد از خود فرانمايم.