ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣١٠ - باب بيست و پنجم در رضا
عصيده كنى بر زبان من برفت كه ارادت و عصيده درويش برگشت و من ندانستم كه [برفت] گفتم تا عصيده بكردند «١» و درويش را طلب كردم، بازنيافتم، خبر وى پرسيدم، گفتند اندر ساعت بازگشت و با خويشتن همىگفت ارادت و عصيده، ارادت و عصيده و روى در باديه نهاد و اين سخن همىگفت تا آنگاه كه فرمان يافت «٢».
يكى از پيران گويد اندر باديه بودم تنها، دلم تنگ شد، گفتم يا آدميان با من سخن گوييد يا پريان «٣» با من سخن گوييد، هاتفى آواز داد چه ميخواهى گفتم خدايرا ميخواهم آن هاتف گفت تا كى خواهى، يعنى بموانست انس و جنّ خداى را جويند «٤».
استاد امام گويد قدّس روحه مريد شب و روز نياسايد بظاهر اندر صفت «٥» مجاهده بود و بباطن بصفت مكابدات «٦»، از بستر و بالين دور بود سر در ميان ببسته «٧» [و رنجها بر خويشتن نهاده «٨»] و خويشتن اندر بلاها و تعبها نهاده «٩» و هرچه ويرا پيش او آيد، از بلا و رنج از هيچ روى نگرداند «١٠» و زن و فرزند و دوستان و
______________________________
(١)- مب: فرمودم تا عصيده ساختند.
(٢)- مب: تا آنوقت كه جان بداد.
(٣)- مب: گفتم اى آدميان اى پريان.
(٤)- اصل: تا آنگاه كه خدايرا خواهى يعنى هركه با آدميان و پريان گويد با من سخن نگويد كه مريد خداى تعالى باشد. با متن عربى مطابق نيست و مبهم است.
(٥)- مب: در تعب- ظ: در نعت.
(٦)- مب: سختيها بر خود نهاده باشد.
(٧)- مب: بجدى تمام ميان بسته.
(٨)- مب: ندارد.
(٩)- مب: افكنده.
(١٠)- اصل: و هرچه وى را پيش آيد از بلا و بيم و رنج برنگردد.