ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٤٠٢ - باب سى و هفتم در جود و سخا
حقيقت جود آنست كه بذل كردن بر تو دشخوار نباشد و بنزديك قوم، سخا نخستين رتبت است، آنگاه[١] از پس او[٢] جود آنگاه[٣] ايثار، هركه برخى بدهد و برخى بازگيرد، وى صاحب سخا بود و هركه بيشتر[٤] بدهد و از آن چيزى خويشتن را باز گيرد[٥]، او صاحب جود بود و آنك بر سختى بايستد و آن اندكى كه دارد ايثار كند[٦]، [وى[٧]] صاحب ايثار بود. چنين شنيدم از استاد ابو على دقّاق [رحمه اللّه[٨]] كه اسما بنت[٩] خارجه گفت از خويشتن رضا ندهم كه كسى از من حاجتى خواهد ويرا نوميد[١٠] كنم زيرا كه اگر كريم است [تن[١١]] ويرا صيانت كنم و اگر لئيم بود [تن] خود را صيانت كنم [از وى[١٢]].
مؤرّق العجلى[١٣] گويند با مردمان رفقها كردى كه[١٤] هزار درم بنزديك كسى بنهادى گفتى اين نگاهدار تا من بتو[١٥] رسم آنگاه كس فرستادى كه ترا بحلّ
[١] - مب: آنگه.
[٢] - مب: آن.
[٣] - مب: آنگه.
[٤] - مب: همه.
[٥] - مب: و هيچ بازنگيرد. اصل: مطابق متن عربى است.
[٦] - مب: و هر كى چيزى اندك دارد آن اندك بدهد. اصل: مطابق متن عربى است.
[٧] - مب: ندارد.
[٨] - مب: ندارد.
[٩] - متن عربى: كذلك سمعت الاستاذ ابا على الدقاق يقول و قيل قال اسماء بن خارجة.
چنين شنيدم از استاد ابو على دقاق كه گفت و گفتهاند اسماء بن خارجه گفت. هر دو مترجم سخن ابو على و روايت ديگر را كه راوى آن مجهول است و بصيغه« قيل» آمده در هم آميختهاند.
و صحيح، الاسمأ بن خارجه است نه بنت خارجه كه در اصل و مب نوشتهاند.
[١٠]- مب: نااميد.
[١١] - مب: ندارد. اصل: لفظ« عرض» را بجاى( آبرو) به( تن) ترجمه كرده است.
[١٢] - مب: ندارد. اصل: لفظ« عرض» را بجاى( آبرو) به( تن) ترجمه كرده است.
[١٣] - مب: البلخى. اصل: مطابق متن عربى است.
[١٤] - مب: كردى بتلطف.
[١٥] - مب: بدين.