ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ١٠ - مقدمه مصنف
و أشهد أنّ محمّدا عبده المصطفى. و أمينه المجتبى. و رسوله المبعوث إلى كافّة الورى. صلّى اللّه عليه و على آله مصابيح الدّجى.
و أصحابه مفاتيح الهدى. و سلّم تسليما كثيرا.
امّا بعد اين رسالتى است كه نبشت بنده محتاج بخداى عزّ و جلّ عبد الكريم بن هوازن القشيرى بجماعة صوفيان بشهرهاى اسلام اندر سنه سبع و ثلثين و اربعمائه.
بدانيد رحمكم اللّه كه خداوند سبحانه اين طايفه را گزيدگان اولياء خويش كرد. و فضل ايشان پيدا [گردانيد] بر جمله بندگان [خويش] پس از رسولان و انبياء صلوات اللّه عليهم و دلهاى ايشان معدن رازهاى خويش كرد و مخصوص گردانيد ايشانرا بپيدا كردن انوار خويش بر ايشان. و ايشان فرياد [رس] خلقاند و بهرجا كه باشند گردش ايشان با حق بود. و روشن گردانيد ايشانرا از تيرگيهاى بشريّت و بدرجة مشاهدة رسانيد بدانچه تجلّى كرد ايشانرا از حقيقت يگانگى خويش، و توفيق داد ايشانرا بقيام آداب بندگى و حاضر گردانيد بمجارى احكام خداوندى، قيام كردند بگزاردن آنچه واجب بود بر ايشان بفرمان و بحقيقت رسيدند بدانچه از ايزد سبحانه تعالى بود مر ايشانرا از گردانيدن و تصرّف، پس با خداى گشتند بصدق افتقار. و بدانچه از ايشان حاصل آمد از اعمال، پشت باز نگذاشتند و با احوال صافى خويش ايمن نبودند. دانستند كه هرچه خواست، كرد و آنرا كه خواست از بندگان برگزيد و خلق را بر وى حكم نرسد. و هيچ مخلوقى را بر وى حقّى واجب نيايد. و ثواب او ابتداء فضل بود و عذابش حكمى بود بعدل و فرمانش قضائى [جزم].
پس بدانيد رحمكم اللّه كه خداوندان حقيقت ازين طايفه پيشتر برفتند.
و اندر زمانه ما از آن طايفه نماند مگر اثر ايشان. و اندر اين معنى شاعر مىگويد. شعر:
|
أمّا الخيام فإنّها كخيامهم |
و أرى نساء الحىّ غير نسائها |
|