ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٢٠ - باب بيست و پنجم در رضا
و لن تحصوا راست «١» باشيد و نتوانيد.
واسطى گويد آن خصلت كه همه نيكوئيها بدو تمام شود و بنا بودن او «٢» همه نيكوئيها زشت بود استقامتست.
شبلى گويد استقامت آن بود كه وقت را قيامت بيند «٣»
و گفتهاند استقامت در گفت بترك غيبت بود و در افعال بنفى بدعت و در اقبال بنفى فترت و در احوال بنفى حجاب «٤».
[استاد امام ابو بكر فورك رحمه اللّه گفت سين استقامت سين طلب است يعنى كه از حق اندر خواهند تا ايشانرا بر توحيد بدارد تا زنده باشند «٥»].
استاد امام ابو القاسم رحمه اللّه گويد استقامت دوام كرامت واجب كند و خداى تعالى مىگويد و ان لو استقاموا على الطّريقة لاسقيناهم ماء غدقا و نگفت سقيناهم و معنى اسقيناهم آن بود كه بر دوام بود.
جنيد گويد جوانى ديدم اندر باديه اندر زير درختى امّ غيلان گفتم چه نشانده است ترا اينجا «٦» گفت حالى گم كردهام. من برفتم چون از حجّ بازگشتم «٧» آن
______________________________
(١)- مب: مستقيم.
(٢)- مب: و از نابودن وى.
(٣)- مب: كى هرچ وقت فرمايد بدان قيام كنى. مخالف متن عربى است.
(٤)- مب: استقامت اقوال را از غيبت بازدارد و اعمال را از بدعت و افعال را از فترت و احوال را از حجاب ظاهرا كلمه (بترك) را كه مصدر است (يترك) خوانده كه فعل مضارع است.
(٥)- مب: ندارد. متن عربى: اى طلبوا من الحق ان يقيمهم على توحيدهم ثم على استدامة عهودهم و حفظ حدودهم. يعنى از خدا درخواستند تا ايشانرا بر مرتبه توحيد كه يافتهاند و بر دوام عهدها كه بستهاند و حفظ حدود خود نگاه دارد.
(٦)- مب: ترا اينجا چه نشانده است.
(٧)- مب: چون بحج رفتم و فارغ شدم و بازگشتم.