ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥٤١ - باب چهل و هشتم در معرفت
او را عارف خوانند، و نام كنند او را و حال او را معرفت[١] و اندر جمله بدان قدر كه از نفس خويش بيرون آيد معرفتش حاصل آيد بخداى عزّ و جلّ[٢].
و هر كسى اندر معرفت سخنها گفتهاند بر اندازه خويش[٣].
از استاد ابو على [دقّاق] [رحمه اللّه[٤]] شنيدم كه [گفت] معرفت هيبت داشتن است از خداى عزّ و جلّ[٥] هركه معرفتش بيش بود[٦] ويرا هيبت بيش بود[٧].
و هم از وى شنيدم كه معرفت آرام بار آرد[٨] چنانك علم [در دل[٩]] سكون واجب كند[١٠] و هركرا معرفت بيش سكون[١١] ويرا بيش بود[١٢].
شبلى گويد عارف را علاقت نبود و محبّ را گله نبود و بنده را دعوى نبود و ترسنده را قرار نبود و كس از خداى نتواند[١٣] گريخت [محمّد بن[١٤] عبد الوهّاب
[١] - مب: و آن حالت معرفت گويند.
[٢] - مب: و بر جمله بمقدار آن كى از خويشتن بيگانه شود بخداى عارف شود.
[٣] - مب: و مشايخ در معرفت سخن بسيار گفتهاند هر كسى را آن كى افتاده است بدان اشارت كرده است. متن عربى: و كل نطق بما وقع له و اشار الى ما وجده فى وقته. و هر كس برحسب آن حال كه ويرا روى داده سخن گفته و بدانچه در وقت خود يافته اشارت كرده است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: تعالى. متن عربى: من امارات المعرفة باللّه حصول الهيبة من اللّه. يكى از نشانهاى معرفت خداى تعالى حصول هيبت است از وى.
[٦] - مب: بيشتر.
[٧] - مب: بيشتر.
[٨] - مب: سكينه و آرام واجب كند.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠]- متن عربى، نسخه بغداد: كما ان العلم يوجب السكوت. چنانكه علم خاموشى آرد.
[١١] - مب: و سكينتش.
[١٢] - مب: بيشتر.
[١٣] - مب: نتوان.
[١٤] - اصل: احمد. مطابق متن عربى اصلاح شد.