ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٣٨ - باب بيست و پنجم در رضا
كه او را گفتند «١» اى آدم [از ما] مىگريزى از ما گفت نه، يا رب و ليكن شرم ميدارم و حياى تقصير است چون حياى فريشتگان [كه] گويند يا رب ترا نپرستيديم بحقّ عبادت تو «٢» و حياى اجلال است چون حياى اسرافيل ٧ بپر، خويشتن [را] بپوشيد از شرم خداى تعالى و حياى كرم آنست كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم «٣» شرم داشت از امّتان، كه گفتى «٤» بيرون شويد از خانه من [تا] خداوند تعالى [گفت] و لا مستأنسين لحديث.
و حياى حشمت است چنانكه [امير المؤمنين] علىّ بن ابى طالب كرّم اللّه وجهه [را بود كه] مقداد را گفت تا حكم مذى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم بپرسيد «٥».
و حياى استحقارست چنانكه موسى ٧ گفت يا رب شرم دارم كه مرا حاجتى بود از دنيا «٦» از تو سؤال كنم، خداوند تبارك و تعالى گفت يا موسى تا نمك ديگ «٧» و علف گوسفند [ان] از من خواه، و حياى ربّ است «٨» سبحانه و تعالى نامه بمهر ببنده دهد پس از آن كه بصراط گذشته باشد اندر وى نوشتهاى گويد «٩» بنده
______________________________
(١)- مب: گفت.
(٢)- مب: حق پرستش تو.
(٣)- مب: و حياء كرم بود چنانك پيغامبر ما را ٧ كى.
(٤)- مب: گويد.
(٥)- مب: كى حكم مذى از رسول ٧ بپرس. متن عربى اضافه دارد: لمكان فاطمة ٣.
(٦)- مب: دنيايى.
(٧)- مب: متن عربى: حتى ملح عجينك. تا نمك خميرت.
(٨)- مب: و حياء بود حياء خداوند. متن عربى (چاپ مصر) و حياء الانعام هو حياء الرب.
(٩)- مب: در وى نبشته كى.