ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٧٤٦ - باب پنجاه و پنجم در وصيّت مريدان
فصل. و از آداب مريد آن بود كه صدر نجويد و خويشتن را شاگرد و مريد نطلبد كه مريد چون مراد گردد پيش از فرومردن بشريّت او و زايل شدن آفت ازو، او محجوب بود از حقيقت، و از اشارت و تعليم او هيچكس را فايده نباشد[١].
فصل. [و] چون مريد خدمت درويشان كند خاطر[٢] درويشان، رسول ايشان بود بدو[٣]، بايد كى مريد مخالفت آنچه بر باطن او درآيد از حكم خلوص در خدمت نكند و بذل وسع و طاقت بجاى آرد[٤].
فصل. و از حكم مريد آن بود كه چون خدمت درويشان كند صبر كند بر جفاى ايشان كه با او كنند، و اعتقاد كند كه روح خويش را بذل كند در خدمت ايشان و ايشان او را بر آن شكر نكنند و او باز آن همه از تقصير خويش عذر خواهد، و بر خويشتن از جنايت اقرار كند تا دل ايشان خوش باشد و اگرچه داند كه او برئ السّاحه است.
از استاد امام ابو بكر فورك رحمه اللّه شنيدم كه گفت در مثل است كه چون بر زخم كدينه صبر نتوانى كردن چرا بجاى سندان باشى[٥] و درين معنى گفتهاند:
[١] - مب: فصل و از آداب مريد آنست كى تعرض تصدر نكند و ايشانرا شاگرد و مريد نباشد كى مريد چون مراد گردد پيش از جهود( ظ: خمود) بشريت وى و سقوط آفت وى محجوب گردد از حقيقت و هيچ كس فايدت برنگيرد باشارت تعليم وى.
[٢] - مب: خواطر.
[٣] - مب: است بوى.
[٤] - مب: مريد بايد بودن كى آنچ وى حكم كند بر وى آنرا خلاف نكند از خلوص در خدمت و بذل وسع طاقت.
[٥] - مب: فصل و از نشان مريد چون طريقش خدمت فقراست آنست كى صبر كند بر جفاء ايشان با وى و آنك اعتقاد كند كى جان در خدمت ايشان بذل كند و آنرا هيچ اثر نباشد و از تقصير خويش عذر خواهد و بر حيلت خويش مقر آيد دل خوشى ايشانرا و اگر چى داند كى وى برى ساحت است، از استاد امام ابو بكر فورك شنيدم كى گفت در مثل است كى چون طاقت مطرقه ندارى سندان چرا باشى.