ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٩٨ - باب بيست و پنجم در رضا
استاد ابو على گفت رحمة اللّه عليه راه سالكان درازتر بود و آن راه رياضت است و راه خاصگان نزديكترست و ليكن صعبتر [بود] و آن آنست كه عمل تو برضا بود و رضا بقضا.
[رويم گويد رضا آن بود كه اگر دوزخ بر دست راست وى بداشته باشند نگويد كه بجانب چپ مىبايد «١»].
ابو بكر طاهر گويد، رضا بيرون كردن كراهيت است از دل تا اندر دل جز شادى [نباشد].
واسطى گويد هرچند توانى رضا را كارفرماى، مباش تا رضا ترا كار فرمايد كه محجوب گردى از لذّات او و رؤيت او از حقيقت آنچه مطالعه كند «٢» و اندرين سخن [كه] واسطى گفت خطرى عظيم است و اندران تنبيهى است قوم را مگر از بهر آنك «٣» نزديك ايشان آرام گرفتن باحوال حجاب بود از گرداننده احوال چون از رضا لذّت يافت و بدل راحت رضا يافت از شهود حق محجوب گشت.
هم واسطى گويد نگر بلذّت طاعت [و حلاوت آن «١»] غرّه نشوى كه آن زهر قاتلست.
[پسر خفيف گويد رضا آرام دلست بحكمهاى او، موافقت دل بآنچه او بپسندد و اختيار كند «١»].
رابعه را پرسيدند كه بنده راضى كى باشد گفت آنگاه كه از محنت شاد شود همچنانك از نعمت.
______________________________
(١)- مب: ندارد.
(٢)- مب: هرچند توانند رضا كار فرمايند تا رضا كار فرمايد كى محجوب گردند از لذت رؤيت او و از حقيقت آنچ مطالعت كند. متن عربى: فتكون محجوبا بلذته و رؤيته عن حقيقة ما تطالع. كه اگر رضا ترا كار فرمايد بلذت و رؤيت آن از حقيقت آنچه مطالعه و ديدار مىكنى محجوب گردى. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.
(٣)- مب: براى آنك.