ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٢٩٧ - باب بيست و پنجم در رضا
و بدانك بنده از خداى راضى نتواند بود مگر پس از آنكه خداى تعالى از وى راضى باشد زيرا كه خداى گفت رضى اللّه عنهم و رضوا عنه.
از استاد امام ابو على رحمه اللّه شنيدم گفت شاگردى فرا استاد خويش گفت بنده داند كه خداى از او راضى است گفت نه. شاگرد گفت داند استاد گفت چون داند «١» گفت چون دل خويش را از خداى راضى يابم دانم كه خداى از من «٢» راضى است گفت احسنت يا غلام.
گويند موسى ٧ گفت راه نماى مرا بكارى كه چون من آن بكنم، از من راضى گردى «٣» گفت يا موسى طاقت ندارى موسى بسجود افتاد و تضرّع كرد، خداى تعالى وحى فرستاد بوى كه اى پسر عمران رضاى من از تو اندر آنست كه تو رضا دهى بقضاء من.
ابو سليمان [دارانى] گويد چون از شهوات بيرون آيد او راضى باشد.
نصر آبادى گويد هركه خواهد كه بمحلّ رضا برسد بگو آنچه رضاى خداى در آنست بر دست گير.
محمّد بن خفيف گويد رضا بر دو قسمت بود رضا بود بدو و رضا بود ازو و رضا بدو [آن بود كه «٤»] اندر تدبير بود «٥» و رضا ازو اندر آنچه قضا كند.
______________________________
(١)- متن عربى: كيف يعلم ذلك و رضاه غيب. چون داند و خشنودى خدا از وى پوشيده است.
(٢)- مب: چون دل خود از خداى راضى بيند داند كى نيز خدا از وى. اصل: مطابق متن عربى است.
(٣)- مب: يا رب مرا راهى نماى كى آن كنم كى تو از من راضى باشى. اصل: بمتن عربى نزديكتر است.
(٤)- مب: ندارد.
(٥)- متن عربى: فالرضا به مدبرا: رضاى بدو آنست كه تدبير كار خود بدو بازگذارد و هرچه گويد بكند. هر دو ترجمه ناقص و از روى مسامحه است.