ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٥١ - باب دوم در ذكر مشايخ اين طريقه و آنچه از سيرة و قول ايشان دليل كند بر تعظيم شريعت
هم او راست گفت هرچه خواهى كه پوشيده بود از تو آنرا بر هيچكس آشكارا مكن.
و از اين طايفه بود ابو القاسم الجنيد بن محمّد، سيّد اين طايفه[١] است و امام ايشان بود اصل وى از نهاوند بود و مولد وى بعراق بود و پدرش آبگينهفروش بود قواريريش از اين گفتندى و فقيه بود، بر مذهب ابو ثور بود و صحبت سرىّ و حارث محاسبى كرده بود و آن محمد بن على القصّاب[٢] وفات وى اندر سنه سبع و تسعين و مأتين بود.
جنيد را[٣] پرسيدند كى عارف كيست گفت آنك از سرّ تو سخن گويد و تو خاموش باشى.
و هم او گويد ما تصوّف از قيل و قال نگرفتيم از گرسنگى [يافتيم] و دست بداشتن آرزو و بريدن از آنچه دوست داشتيم و اندر چشم ما آراسته بود.
جريرى گويد از جنيد شنيدم كه مردى را همىگفت كى او ذكر معرفت ميكرد كى اهل معرفت بخداى عز و جل بجايگاهى رسند كى بترك حركات بگويند از باب برّ و تقرّب بخداى عز و جل. جنيد گفت اين قول گروهى باشد كه بترك اعمال بگويند و اين بنزديك من منكر است و آنك دزدى كند و زنا كند نكوحالتر بنزديك من از آنك اين گويد و عارفان بخداى تعالى كارها از خداى تعالى فرا گيرند و اندر آن رجوع بازو كنند و اگر من هزار سال بزيم از اعمال يك ذرّه كم نكنم مگر مرا از آن بازدارند.
جنيد گويد تا توانى منقولات خانه سفالين ساز[٤].
[١] - مب: طريقت.
[٢] - اصل: قصار.
[٣] - اصل: جنيد گويد او را.
[٤] - اصل: اگر توانى كه اوانى خانه خويش جز سفال نباشد بكن.