ترجمه رساله قشيريه - عثماني، حسن بن احمد - الصفحة ٣٨٧ - باب سى و پنجم در فراست
گفت همه مذهبها بنگريستم گفتم اگر با هيچكس چيزى هست با اين قوم باشد، بنزديك شما آمدم تا شما را بيازمايم شما را بر حق يافتم و آنگاه مسلمانى شد نيكو[١]].
حكايت كنند كه سرى جنيد را گفت مجلس كن[٢] جنيد گفت حشمتى اندر دل من بود از سخن گفتن مردمانرا و اندر خويشتن متّهم بودم، بدان استحقاق خود نمىديدم[٣] تا شبى رسول را صلّى اللّه عليه و سلّم بخواب ديدم و شب آدينه بود [كه] مرا گفت سخنگوى مردمانرا، [من[٤]] بيدار شدم، آمدم تا بدر[٥] سراى سرى، [پيش از[٦] صبح] و در بزدم گفت از ما[٧] باور نداشتى تا ترا گفتند[٨] [مجلس بنهاد[٩]] اندر جامع، خبر بيرون شد كه جنيد مجلس خواهد كرد[١٠]، غلامى ترسا بلباسى متنكّر بيامد و گفت ايّها الشيخ معنى قول رسول چيست عليه الصلوة و السّلام كه گفت[١١] اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه.
[١] - مب: ندارد.
[٢] - مب: گوى.
[٣] - مب: چيزى در دل من بود از سخن گفتن و حشمت داشتم از سرى و در حشمت خويشتن بتهمت بودم. اصل: مطابق متن عربى است.
[٤] - مب: ندارد.
[٥] - مب: برخاستم و تا در.
[٦] - مب: ندارد.
[٧] - مب: و در بكوفتم سرى آواز داد ما را.
[٨] - مب: كى مجلس گوى.
[٩] - مب: ندارد.
[١٠] - مب: اين سخن در جامع منتشر شد كى جنيد سخن خواهد گفت چون نماز بگزاردند جنيد بر كرسى شد و سخن آغاز كرد. اصل: مطابق متن عربى است.
[١١]- مب: معنى اين خبر چيست كى رسول ٧ گفت.